در یک نگاه: افعال جداشدنی آلمانی (Trennbare Verben) فعلهاییاند که یک پیشوند دارند و این پیشوند در جملهی خبری ساده از فعل جدا میشود و به آخر جمله میرود: aufstehen ← Ich stehe um sieben Uhr auf. در جملهی فرعی، بعد از فعل وجهی و در مصدر، پیشوند دوباره به فعل میچسبد.
در همان هفتههای اول یادگیری به افعال جداشدنی آلمانی میرسید، چون کارهای روزمره مثل بیدار شدن، خرید کردن، تلفن زدن و شروع کردن با همین فعلها گفته میشوند. اگر قاعدهاش را درست یاد بگیرید، هم جملهی درست میسازید و هم وقتی آلمانیزبانها حرف میزنند، معنی جمله را تا آخرش دنبال میکنید؛ چون گاهی کلید معنی، در آخرین کلمهی جمله است.

🧭 افعال جداشدنی آلمانی یعنی چه؟
هر فعل از گروه Trennbare Verben از دو بخش ساخته میشود: یک پیشوند و یک فعل پایه. پیشوند معمولاً معنی فعل را عوض میکند. برای نمونه، stehen یعنی «ایستادن»، ولی aufstehen یعنی «بیدار شدن و از جا بلند شدن». برای همین نمیشود پیشوند را حذف کرد: جملهی Ich stehe um sieben Uhr بدون auf ناقص است و معنی موردنظر را نمیرساند.
| فعل پایه | معنی | فعل جداشدنی | معنی تازه |
|---|---|---|---|
| kommen | آمدن | ankommen | رسیدن |
| kommen | آمدن | mitkommen | همراه آمدن |
| machen | انجام دادن | aufmachen | باز کردن |
| machen | انجام دادن | zumachen | بستن |
| fangen | گرفتن | anfangen | شروع کردن |
| kaufen | خریدن | einkaufen | خرید کردن (روزمره) |
در فرهنگ لغت، این فعلها بهصورت یک کلمه میآیند. بسیاری از دیکشنریها با یک خط یا نقطه محل جدایی را نشان میدهند، مثل auf|stehen.

🔤 پیشوندهای جداشدنی و جدانشدنی
مهمترین مهارت این مبحث، شناختن پیشوندهاست. بیشتر پیشوندها در یکی از دو گروه زیر قرار میگیرند:
| گروه | پیشوندها | مثال |
|---|---|---|
| جداشدنی | ab-، an-، auf-، aus-، bei-، ein-، mit-، nach-، vor-، weg-، zu-، zurück-، her-، hin-، los-، weiter- | abholen، anrufen، einladen، zurückkommen |
| جدانشدنی | be-، emp-، ent-، er-، ge-، miss-، ver-، zer- | besuchen، verstehen، erklären، gefallen |
| هر دو حالت | durch-، über-، um-، unter-، wieder- | umziehen (جداشدنی)، übersetzen (معمولاً جدانشدنی) |
یک نشانهی شنیداری هم کمک میکند: در فعل جداشدنی تکیه روی پیشوند است (ÁUFstehen) و در فعل جدانشدنی تکیه روی فعل پایه (verSTEHen). پس اگر فعلی را درست بشنوید و تکرار کنید، جداشدن یا نشدنش هم راحتتر در ذهنتان میماند.

🔧 جایگاه پیشوند در چهار نوع جمله
قاعدهی اصلی این است: وقتی فعل صرفشده در جایگاه دوم یا اول جمله باشد، پیشوند جدا میشود و به آخر جمله میرود. به این ساختار «قاب جمله» (Satzklammer) میگویند.
| نوع جمله | رفتار پیشوند | مثال |
|---|---|---|
| خبری | جدا، آخر جمله | Ich rufe dich morgen an. |
| پرسشی | جدا، آخر جمله | Kommst du heute mit? |
| امری | جدا، آخر جمله | Mach bitte das Fenster zu! |
| جملهی فرعی | چسبیده، آخر جمله | Ich weiß, dass der Zug um acht ankommt. |
در جملهی فرعی، فعل کامل و صرفشده به آخر جمله میرود و چون جایگاه دوم خالی است، پیشوند دیگر جدا نمیشود. این نکته در ساختار لغات و جمله در آلمانی هم به کار میآید.
⚙️ با فعل وجهی و آینده: پیشوند به فعل میچسبد
وقتی فعل جداشدنی به شکل مصدر به کار برود، پیشوند جدا نمیشود. این حالت بعد از افعال وجهی آلمانی و در زمان آینده با werden رخ میدهد:
| ساختار | مثال | ترجمه |
|---|---|---|
| فعل وجهی + مصدر | Ich muss morgen früh aufstehen. | فردا باید زود بیدار شوم. |
| فعل وجهی + مصدر | Kannst du mich abholen? | میتوانی دنبالم بیایی؟ |
| آینده با werden | Wir werden nächste Woche umziehen. | هفتهی بعد اسبابکشی میکنیم. |
پس جملهی Ich muss stehe auf غلط است؛ چون فقط یک فعل در جایگاه دوم صرف میشود و آن فعل وجهی است.
⏳ زمان گذشتهی افعال جداشدنی آلمانی: Perfekt و Präteritum
در زمان Perfekt آلمانی، جزء ge میان پیشوند و فعل پایه مینشیند و همه با هم یک کلمه میشوند:
| مصدر | Partizip II | مثال |
|---|---|---|
| einkaufen | eingekauft | Ich habe gestern eingekauft. |
| aufstehen | aufgestanden | Ich bin früh aufgestanden. |
| anrufen | angerufen | Sie hat mich angerufen. |
| ankommen | angekommen | Der Zug ist pünktlich angekommen. |
فعل کمکی همان قاعدهی همیشگی را دارد: فعلهایی که تغییر مکان یا حالت را نشان میدهند معمولاً با sein میآیند. در Präteritum هم پیشوند جدا میشود: Ich stand um sieben Uhr auf.
فعل جدانشدنی در Perfekt جزء ge نمیگیرد: verstehen ← verstanden و besuchen ← besucht.

🔗 مصدر با zu
وقتی بعد از ساختارهایی مثل Ich habe vor یا Es ist wichtig مصدر با zu بیاید، zu میان پیشوند و فعل قرار میگیرد و همه یک کلمه نوشته میشوند:
- Ich habe vor, früh aufzustehen. (قصد دارم زود بیدار شوم.)
- Es ist wichtig, pünktlich anzukommen. (مهم است که سر وقت برسیم.)
- Ich versuche, dich morgen anzurufen. (سعی میکنم فردا به تو زنگ بزنم.)
این ساختار بیشتر در سطح A2 و B1 میآید و در نوشتن نامه و متن رسمی زیاد به کار میرود.
📋 ۱۸ نمونه از پرکاربردترین افعال جداشدنی آلمانی
| فعل | معنی | مثال |
|---|---|---|
| aufstehen | بیدار شدن | Ich stehe um sieben auf. |
| anfangen | شروع کردن | Der Kurs fängt um neun an. |
| aufhören | تمام کردن، دست کشیدن | Wir hören um fünf auf. |
| einkaufen | خرید کردن | Ich kaufe im Supermarkt ein. |
| anrufen | تلفن زدن | Ich rufe meine Mutter an. |
| mitkommen | همراه آمدن | Kommst du mit? |
| fernsehen | تلویزیون دیدن | Er sieht abends fern. |
| abholen | دنبال کسی رفتن | Ich hole dich am Bahnhof ab. |
| ankommen | رسیدن | Der Zug kommt um acht an. |
| abfahren | حرکت کردن | Der Bus fährt um zehn ab. |
| aufräumen | مرتب کردن | Ich räume mein Zimmer auf. |
| einladen | دعوت کردن | Wir laden euch ein. |
| aufmachen | باز کردن | Mach bitte die Tür auf. |
| zumachen | بستن | Mach bitte das Fenster zu. |
| vorbereiten | آماده کردن | Ich bereite die Prüfung vor. |
| zurückkommen | برگشتن | Sie kommt morgen zurück. |
| umziehen | اسبابکشی کردن | Wir ziehen nach Berlin um. |
| teilnehmen | شرکت کردن | Ich nehme am Kurs teil. |
این فعلها را در موقعیت هم ببینید: در داستان کوتاه آلمانی اولین روز کار فعلهایی مثل anfangen، vorstellen و herunterfahren در گفتوگوی واقعی آمدهاند.

🔀 فعلهایی با دو چهره: umfahren و übersetzen
بعضی پیشوندها هم جداشدنیاند و هم جدانشدنی، و معنی فعل با آن عوض میشود. تکیهی کلمه این تفاوت را نشان میدهد:
| فعل | نوع | مثال | معنی |
|---|---|---|---|
| ÚMfahren | جداشدنی | Er fährt das Schild um. | تابلو را زیر میکند و میاندازد. |
| umFÁHren | جدانشدنی | Er umfährt den Stau. | ترافیک را دور میزند. |
| ÜBERsetzen | جداشدنی | Die Fähre setzt uns über. | کشتی ما را به آن سوی رود میبرد. |
| überSÉTZen | جدانشدنی | Ich übersetze den Text. | متن را ترجمه میکنم. |
در سطح A1 و A2 لازم نیست همهی این جفتها را حفظ کنید؛ کافی است بدانید چنین چیزی هست تا در سطحهای بالاتر غافلگیر نشوید.
⚠️ پنج اشتباه رایج فارسیزبانها
| غلط | درست | توضیح |
|---|---|---|
| Ich aufstehe um sieben. | Ich stehe um sieben auf. | پیشوند باید به آخر جمله برود. |
| Ich muss stehe auf. | Ich muss aufstehen. | بعد از فعل وجهی مصدر کامل میآید. |
| Ich habe aufgestanden. | Ich bin aufgestanden. | aufstehen با sein میآید. |
| Ich habe geeinkauft. | Ich habe eingekauft. | ge میان پیشوند و فعل مینشیند. |
| …, weil ich früh stehe auf. | …, weil ich früh aufstehe. | در جملهی فرعی فعل کامل به آخر میرود. |
یکی دیگر از اشتباهات رایج، جدا کردن فعل جدانشدنی است، مثل Ich stehe das nicht ver که غلط است؛ درستش Ich verstehe das nicht است.

📝 تمرین افعال جداشدنی آلمانی با پاسخ
جملهها را با شکل درست فعل داخل پرانتز کامل کنید:
- Ich ___ jeden Tag um sieben Uhr ___. (aufstehen)
- Der Kurs ___ um neun Uhr ___. (anfangen)
- Ich muss meine Mutter ___. (anrufen)
- Gestern habe ich im Supermarkt ___. (einkaufen)
- Ich weiß, dass der Zug um acht ___. (ankommen)
- Ich habe vor, nächstes Jahr nach Deutschland ___. (umziehen)
پاسخها: ۱) stehe … auf · ۲) fängt … an · ۳) anrufen · ۴) eingekauft · ۵) ankommt · ۶) umzuziehen.
🎯 چطور این مبحث را در کلاس و خانه تمرین کنیم؟
افعال جداشدنی آلمانی را نمیشود فقط با خواندن قاعده یاد گرفت. بهتر است برنامهی روزانهتان را با همین فعلها به آلمانی بگویید: از aufstehen صبح تا fernsehen شب. بعد همان جملهها را به Perfekt برگردانید و بگویید دیروز چه کردید. این تمرین کوتاه، قاب جمله را در ذهن شما تثبیت میکند.
این مبحث بخشی از مسیر آموزش گرامر زبان آلمانی است. اگر تازه شروع کردهاید، نقشهی کامل را در آموزش زبان آلمانی ببینید. در کلاس زبان آلمانی این فعلها در گفتوگو تمرین و اشتباهاتتان همان موقع اصلاح میشود. برای آشنایی با فضای کلاسها و مدرسها هم صفحهی آموزشگاه زبان آلمانی را ببینید.
سخن پایانی و پاسخ به سوالات شما
افعال جداشدنی آلمانی یک قاعدهی روشن دارند: وقتی فعل در جایگاه اول یا دوم صرف شود، پیشوند به آخر جمله میرود؛ در جملهی فرعی و در مصدر، پیشوند به فعل میچسبد. اگر همین یک قاعده را با چند فعل پرکاربرد تمرین کنید، بخش بزرگی از مکالمهی روزمره برایتان ساده میشود.
افعال جداشدنی آلمانی چیست؟
فعلهایی با پیشوند مثل aufstehen و anrufen که در جملهی خبری، پرسشی و امری پیشوندشان جدا میشود و به آخر جمله میرود.
از کجا بفهمم فعلی جداشدنی است؟
به پیشوند و تکیه نگاه کنید. پیشوندهای be-، emp-، ent-، er-، ge-، miss-، ver- و zer- جدانشدنیاند. پیشوندهایی مثل ab-، an-، auf-، aus- و ein- جدا میشوند و تکیهی کلمه روی آنهاست.
در جملهی فرعی پیشوند جدا میشود؟
نه. در جملهی فرعی فعل کامل و صرفشده به آخر جمله میرود: Ich weiß, dass er früh aufsteht.
Perfekt افعال جداشدنی چطور ساخته میشود؟
جزء ge میان پیشوند و فعل پایه میآید: einkaufen ← eingekauft و aufstehen ← aufgestanden.
بعد از فعل وجهی پیشوند جدا میشود؟
نه. بعد از فعل وجهی، فعل جداشدنی به شکل مصدر کامل میآید: Ich muss früh aufstehen.
zu در فعل جداشدنی کجا قرار میگیرد؟
میان پیشوند و فعل پایه و بهصورت یک کلمه: aufzustehen و anzurufen.