اگر در خارج از کشور هستید و میخواهید بدون محدودیت در کنار زبانآموزان و اساتید حرفهای زبان نگار باشید، کافیست از طریق تلگرام رسمی موسسه با ما در ارتباط شوید. تیم پشتیبانی ما آماده است تا هم برای زبانآموزان بهترین دورهها را معرفی کند و هم شرایط همکاری و پشتیبانی ویژه برای اساتید بینالمللی فراهم سازد.
🌐 به جامعهی جهانی زبانآموزان و اساتید زبان نگار بپیوندید.🤝
📱 شماره تلگرام: 09903283602
این داستان انگلیسی برای زبانآموزان سطح B1 نوشته شده و یکی از پراسترسترین موقعیتهای زبانی را تمرین میدهد: مصاحبهی کاری به انگلیسی. زبانآموز در این داستان جملههای کلیدی مصاحبه، یعنی معرفی خود، گفتن نقاط قوت، جواب دادن به سؤال دربارهی تجربه و پرسیدن سؤال از کارفرما، را در بافتی واقعی میبیند.
از نظر گرامری، تمرکز داستان روی حال کامل برای تجربه است: I have worked with… و I have never had… و Have you ever…?. همچنین یک جملهی نجاتبخش را یاد میگیرید که در هر گفتوگوی انگلیسی به کارتان میآید: Sorry, could you repeat that, please?
Sara is a graphic designer from Tehran. Last week, she got an email from Brightline Studio in London: “We would like to invite you to an online interview on Monday at 10 a.m. London time.”
Sara was excited, but she was also nervous. She has worked as a designer for five years, but she has never had a job interview in English.
On Sunday evening, her friend Maryam came to help her practise. “Tell me about yourself,” Maryam said in a serious voice, like a real manager.
Sara laughed. Then she took a deep breath. “My name is Sara Ahmadi. I’m a graphic designer, and I have worked with three advertising agencies in Tehran. I love clean, simple designs.”
“Good! What are your strengths?” Maryam asked. “I’m creative and I’m good at teamwork. I have also managed small projects on my own.”
Maryam nodded. “One more thing. If you don’t understand a question, don’t panic. Just say: Sorry, could you repeat that, please?” Sara wrote the sentence in her notebook.
On Monday morning, Sara checked her laptop, her headset and her internet connection three times. At ten o’clock, a man appeared on the screen.
“Good morning, Sara. I’m James Carter, the creative director at Brightline. Thank you for joining us.”
“Good morning, Mr Carter. Thank you for inviting me,” Sara said with a smile.
The interview started well. Sara talked about her experience and showed some of her designs. Mr Carter looked interested. “Have you ever worked with international clients?” he asked.
“Yes, I have. Last year I designed a logo for a company in Dubai,” Sara answered.
Then, suddenly, the picture froze. The sound was broken. Sara’s heart was beating fast. A few seconds later, the connection came back.
“…and how do you usually deal with tight deadlines?” Mr Carter was asking. Sara had missed the beginning of the question. She remembered her notebook.
“Sorry, the connection was bad. Could you repeat that, please?” “Of course,” he said kindly, and he asked the question again.
“I plan my work in small steps, and I always tell my team early if there is a problem,” Sara said.
At the end, Mr Carter asked, “Do you have any questions for us?” Sara was ready. “Yes. What does a typical day look like for a designer at Brightline?”
Mr Carter smiled. “That’s a great question.” He explained the team’s work, and the interview finished on time.
That afternoon, Sara wrote a short email: “Dear Mr Carter, thank you for your time today. I really enjoyed our conversation. Best regards, Sara Ahmadi.”
Two days later, she got a reply: “We would like to invite you to a second interview.” Sara called Maryam immediately. “You were right,” she said. “One sentence saved my interview!”
سارا یک طراح گرافیک تهرانی است. هفتهی پیش ایمیلی از استودیوی برایتلاین در لندن گرفت: «مایلیم شما را به یک مصاحبهی آنلاین در روز دوشنبه ساعت ۱۰ صبح به وقت لندن دعوت کنیم.»
سارا هیجانزده بود، اما نگران هم بود. او پنج سال است که بهعنوان طراح کار کرده، ولی هرگز مصاحبهی کاری به انگلیسی نداشته است.
یکشنبه عصر، دوستش مریم آمد تا به او در تمرین کمک کند. مریم با صدایی جدی، مثل یک مدیر واقعی، گفت: «دربارهی خودت بگو.»
سارا خندید. بعد نفس عمیقی کشید. «اسم من سارا احمدی است. طراح گرافیک هستم و با سه آژانس تبلیغاتی در تهران کار کردهام. طراحیهای ساده و تمیز را دوست دارم.»
مریم پرسید: «خوب است! نقاط قوتت چیست؟» «خلاق هستم و در کار تیمی خوبم. چند پروژهی کوچک را هم خودم مدیریت کردهام.»
مریم سر تکان داد. «یک چیز دیگر. اگر سؤالی را نفهمیدی، هول نکن. فقط بگو: ببخشید، میشود تکرارش کنید؟» سارا جمله را در دفترچهاش نوشت.
دوشنبه صبح، سارا لپتاپ، هدست و اینترنتش را سه بار چک کرد. ساعت ده، مردی روی صفحه ظاهر شد.
«صبح بخیر سارا. من جیمز کارتر هستم، مدیر خلاقیت برایتلاین. ممنون که به ما پیوستید.»
سارا با لبخند گفت: «صبح بخیر آقای کارتر. ممنون که دعوتم کردید.»
مصاحبه خوب شروع شد. سارا دربارهی تجربهاش صحبت کرد و چند نمونه از طراحیهایش را نشان داد. آقای کارتر علاقهمند به نظر میرسید. پرسید: «تا حالا با مشتریهای بینالمللی کار کردهاید؟»
سارا جواب داد: «بله، کار کردهام. پارسال برای یک شرکت در دبی لوگو طراحی کردم.»
بعد، ناگهان تصویر ثابت ماند. صدا قطع شد. قلب سارا تند میزد. چند ثانیه بعد، اتصال برگشت.
آقای کارتر داشت میپرسید: «…و معمولاً با ضربالاجلهای فشرده چطور کنار میآیید؟» سارا شروع سؤال را از دست داده بود. دفترچهاش یادش آمد.
«ببخشید، اتصال خراب بود. میشود تکرارش کنید؟» او با مهربانی گفت: «حتماً» و سؤال را دوباره پرسید.
سارا گفت: «کارم را در قدمهای کوچک برنامهریزی میکنم و اگر مشکلی باشد، همیشه زود به تیمم خبر میدهم.»
در پایان، آقای کارتر پرسید: «سؤالی از ما دارید؟» سارا آماده بود. «بله. یک روز معمولی برای یک طراح در برایتلاین چطور میگذرد؟»
آقای کارتر لبخند زد. «سؤال خیلی خوبی است.» او کار تیم را توضیح داد و مصاحبه سر وقت تمام شد.
همان بعدازظهر، سارا ایمیل کوتاهی نوشت: «آقای کارتر عزیز، از وقتی که امروز گذاشتید ممنونم. واقعاً از گفتوگومان لذت بردم. با احترام، سارا احمدی.»
دو روز بعد، جوابی گرفت: «مایلیم شما را به مصاحبهی دوم دعوت کنیم.» سارا فوراً به مریم زنگ زد. «حق با تو بود. یک جمله مصاحبهام را نجات داد!»
| موضوع | نکته آموزشی |
|---|---|
| Introducing yourself | Tell me about yourself. → My name is… I’m a… and I have worked with… |
| Strengths | I’m good at teamwork. / I’m creative. / I have managed small projects. |
| Present perfect (experience) | I have worked… / I have never had… / Have you ever worked with…? → Yes, I have. |
| Past simple vs present perfect | Have you ever…? (تجربه، بدون زمان) ← Last year I designed… (زمان مشخص = گذشتهی ساده) |
| Asking for repetition | Sorry, could you repeat that, please? / Could you say that again? |
| Questions for the employer | What does a typical day look like? / What are the next steps? |
| Follow-up email | Dear Mr…, thank you for your time today. … Best regards, |
| Vocabulary | creative director, advertising agency, client, deadline, strength, teamwork, connection, second interview |
روش پیشنهادی تمرین: ۱) داستان را یک بار با ترجمه بخوانید · ۲) جملههای سارا را بلند تکرار کنید · ۳) جواب «Tell me about yourself» را برای خودتان بنویسید · ۴) با یک دوست، نقش سارا و آقای کارتر را بازی کنید · ۵) یک ایمیل تشکر کوتاه مثل ایمیل سارا بنویسید.
پاسخها: ۱) five years · ۲) her friend Maryam · ۳) the picture froze and the connection was lost · ۴) had · ۵) Have · ۶) designed. اگر در ۴ تا ۶ اشتباه کردید، ردیف «Past simple vs present perfect» را در جدول بالا دوباره بخوانید.
در مصاحبه، کمبود واژه معمولاً مشکل اصلی نیست؛ مشکل این است که جملهها در لحظهی استرس به ذهن نمیآیند. داستان، جملهها را در یک موقعیت کامل و احساسی نشان میدهد و همین باعث میشود بهتر در حافظه بمانند. وقتی جملهی «Sorry, could you repeat that, please?» را همراه با ترس سارا از قطع شدن اینترنت یاد میگیرید، در موقعیت واقعی هم راحتتر یادتان میآید.
📚 آموزش انگلیسی با داستان · 🍳 داستان کوتاه انگلیسی درباره غذا · 🎵 آهنگهای انگلیسی برای یادگیری
«First Interview» نشان میدهد که موفقیت در مصاحبهی انگلیسی به انگلیسی بینقص بستگی ندارد؛ به آمادگی، چند جملهی کلیدی و آرامش بستگی دارد. جواب «Tell me about yourself» را از قبل آماده کنید، با حال کامل دربارهی تجربهتان حرف بزنید، یک سؤال برای کارفرما داشته باشید و جملهی «Could you repeat that, please?» را همیشه همراهتان نگه دارید.
اگر برای مصاحبه یا محیط کار آماده میشوید، تمرین زنده با مدرس بیشترین اثر را دارد؛ کلاس مکالمه زبان انگلیسی دورهای جدا برای کار و مصاحبه دارد. سطح خود را هم با تعیین سطح بسنجید.
برای سطح B1؛ جملهها روزمره و کاربردیاند و ساختار اصلی آن حال کامل برای بیان تجربه است.
با نام، شغل، تجربه و یک ویژگی کلیدی: My name is… I’m a… I have worked with… I love…
بگویید: Sorry, could you repeat that, please? یا Could you say that again? پرسیدن دوباره کاملاً عادی و مؤدبانه است.
برای تجربه بدون زمان مشخص حال کامل (I have worked…) و برای اتفاق با زمان مشخص گذشتهی ساده (Last year I worked…).