اگر در خارج از کشور هستید و میخواهید بدون محدودیت در کنار زبانآموزان و اساتید حرفهای زبان نگار باشید، کافیست از طریق تلگرام رسمی موسسه با ما در ارتباط شوید. تیم پشتیبانی ما آماده است تا هم برای زبانآموزان بهترین دورهها را معرفی کند و هم شرایط همکاری و پشتیبانی ویژه برای اساتید بینالمللی فراهم سازد.
🌐 به جامعهی جهانی زبانآموزان و اساتید زبان نگار بپیوندید.🤝
📱 شماره تلگرام: 09903283602
این داستان کوتاه آلمانی برای زبانآموزان سطح A2 تا B1 نوشته شده و یکی از اولین کارهای اداری هر تازهوارد به آلمان را تمرین میدهد: ثبت آدرس (Anmeldung). سارا، دختری ایرانی که تازه به برلین آمده، با کمک همخانهاش یوناس فرم را پر میکند و در بورگرامت با آقای بکر، کارمند جدی ولی مهربان اداره، گفتوگو میکند.
در دل ماجرا، واژگان اداری مثل Termin، Formular، Wohnungsgeberbestätigung و Ausweis، جملههای مؤدبانه با Ich hätte gern… و Könnten Sie…?، سؤالهای W و فعلهای جداشدنی مثل ausfüllen، mitbringen و anmelden تکرار میشوند.
Sara ist vor zwei Wochen nach Berlin gekommen. Sie wohnt jetzt mit Jonas in einer WG in Neukölln.
„Du musst dich anmelden“, sagt Jonas beim Frühstück. „In Deutschland muss man sich innerhalb von zwei Wochen beim Bürgeramt anmelden.“
Sara ist ein bisschen nervös. „Was brauche ich dafür?“, fragt sie. Jonas zählt auf: „Deinen Reisepass, das Anmeldeformular und die Wohnungsgeberbestätigung. Die bekommst du von unserem Vermieter.“
„Und brauche ich einen Termin?“ – „Ja, in Berlin brauchst du fast immer einen Termin. Ich helfe dir online.“ Zusammen füllen sie das Formular aus. Sara schreibt ihren Namen, ihr Geburtsdatum und ihre neue Adresse.
Drei Tage später sitzt Sara im Wartesaal des Bürgeramts. Auf dem Bildschirm steht: „A024 – Schalter 3“. Das ist ihre Nummer! Sie nimmt ihre Mappe und geht zum Schalter.
Ein Mann mit Brille sitzt am Tisch. „Guten Tag, ich bin Herr Becker. Was kann ich für Sie tun?“
„Guten Tag. Ich hätte gern eine Anmeldung. Ich wohne seit zwei Wochen in Berlin.“
„Gut. Haben Sie Ihren Ausweis oder Reisepass dabei?“ – „Ja, hier ist mein Reisepass.“
Herr Becker liest das Formular. „Die Wohnungsgeberbestätigung fehlt. Haben Sie sie mitgebracht?“
Sara wird rot. Dann sucht sie in ihrer Mappe. „Ah, hier ist sie! Entschuldigung.“
Herr Becker lächelt. „Kein Problem. Wann sind Sie eingezogen?“ – „Am ersten Oktober.“ – „Und wie viele Personen wohnen in der Wohnung?“ – „Zwei. Mein Mitbewohner Jonas und ich.“
Er tippt alles in den Computer. „Könnten Sie hier bitte unterschreiben?“ Sara unterschreibt.
Nach ein paar Minuten gibt Herr Becker ihr ein Papier. „Das ist Ihre Meldebescheinigung. Die brauchen Sie zum Beispiel für das Bankkonto. Bitte gut aufbewahren! Ihre Steuer-Identifikationsnummer bekommen Sie in ein paar Wochen per Post.“
„Vielen Dank! Das war ja einfacher als gedacht.“ – „Gern geschehen. Willkommen in Berlin!“
Am Abend erzählt Sara Jonas alles. Jonas lacht: „Siehst du? Jetzt bist du offiziell Berlinerin!“
سارا دو هفته پیش به برلین آمده است. او حالا با یوناس در یک خانهی اشتراکی (WG) در محلهی نویکلن زندگی میکند.
یوناس سر صبحانه میگوید: «باید آدرست را ثبت کنی. در آلمان آدم باید ظرف دو هفته در بورگرامت (ادارهی امور شهروندی) آدرسش را ثبت کند.»
سارا کمی نگران است. میپرسد: «برای این کار چه لازم دارم؟» یوناس میشمارد: «پاسپورتت، فرم ثبت آدرس و تأییدیهی صاحبخانه. آن را از صاحبخانهمان میگیری.»
«نوبت هم لازم دارم؟» – «بله، در برلین تقریباً همیشه نوبت لازم است. آنلاین کمکت میکنم.» با هم فرم را پر میکنند. سارا نام، تاریخ تولد و آدرس جدیدش را مینویسد.
سه روز بعد سارا در سالن انتظار بورگرامت نشسته است. روی صفحه نوشته شده: «A024 – باجهی ۳». این شمارهی اوست! پوشهاش را برمیدارد و به سمت باجه میرود.
مردی عینکی پشت میز نشسته است. «روز بخیر، من آقای بکر هستم. چه کاری میتوانم برایتان انجام دهم؟»
«روز بخیر. میخواستم آدرسم را ثبت کنم. دو هفته است که در برلین زندگی میکنم.»
«خوب است. کارت شناسایی یا پاسپورتتان همراهتان است؟» – «بله، این پاسپورت من است.»
آقای بکر فرم را میخواند. «تأییدیهی صاحبخانه نیست. آن را با خودتان آوردهاید؟»
صورت سارا قرمز میشود. بعد در پوشهاش میگردد. «آه، اینجاست! ببخشید.»
آقای بکر لبخند میزند. «مشکلی نیست. کی به خانه اسبابکشی کردید؟» – «اول اکتبر.» – «و چند نفر در این خانه زندگی میکنند؟» – «دو نفر. همخانهام یوناس و من.»
او همه را در کامپیوتر تایپ میکند. «ممکن است لطفاً اینجا را امضا کنید؟» سارا امضا میکند.
بعد از چند دقیقه آقای بکر برگهای به او میدهد. «این گواهی ثبت آدرس (Meldebescheinigung) شماست. مثلاً برای باز کردن حساب بانکی لازمش دارید. لطفاً خوب نگهش دارید! شمارهی مالیاتیتان هم چند هفتهی دیگر با پست میرسد.»
«خیلی ممنون! چقدر سادهتر از چیزی بود که فکر میکردم.» – «خواهش میکنم. به برلین خوش آمدید!»
شب، سارا همهچیز را برای یوناس تعریف میکند. یوناس میخندد: «دیدی؟ حالا رسماً برلینی شدهای!»
| موضوع | نکته آموزشی |
|---|---|
| Wortschatz | die Anmeldung (ثبت آدرس)، das Bürgeramt (ادارهی امور شهروندی)، der Termin (نوبت)، das Formular (فرم)، die Wohnungsgeberbestätigung (تأییدیهی صاحبخانه)، der Reisepass (پاسپورت)، der Schalter (باجه)، die Meldebescheinigung (گواهی ثبت آدرس)، der Vermieter (صاحبخانه)، die WG (خانهی اشتراکی) |
| Höflich fragen | Ich hätte gern … = «… میخواستم» (مؤدبانهتر از Ich will) · Könnten Sie …? = «ممکن است …؟» · Was kann ich für Sie tun? = «چه کمکی از دستم برمیآید؟» |
| Trennbare Verben | sich anmelden ← Ich melde mich an · ausfüllen ← Sie füllen das Formular aus · mitbringen ← Haben Sie sie mitgebracht? · einziehen ← Wann sind Sie eingezogen? |
| W-Fragen | Was brauche ich? · Wann sind Sie eingezogen? · Wie viele Personen wohnen …? — جواب کوتاه: Am ersten Oktober. / Zwei. |
| müssen / brauchen | Du musst dich anmelden. (باید) · Brauche ich einen Termin? (لازم دارم) |
| Perfekt mit sein | Sara ist nach Berlin gekommen · Sie sind eingezogen — فعلهای حرکتی و تغییر مکان با sein ساخته میشوند |
| seit + Dativ | Ich wohne seit zwei Wochen in Berlin = «دو هفته است که …»؛ با seit زمان حال به کار میرود، نه گذشته |
روش پیشنهادی تمرین: ۱) متن آلمانی را بدون ترجمه بخوانید و معنی را حدس بزنید · ۲) ترجمه را ببینید و واژههای اداری را با حرف تعریفشان یادداشت کنید · ۳) گفتوگوی سارا و آقای بکر را با یک همکلاسی نقشخوانی کنید · ۴) همین گفتوگو را برای خودتان بازنویسی کنید: نام، تاریخ اسبابکشی و تعداد نفرات خانهی خودتان.
پاسخها: ۱) Seit zwei Wochen · ۲) Die Wohnungsgeberbestätigung · ۳) Zum Beispiel für das Bankkonto · ۴) hätte · ۵) aus · ۶) sind. اگر در جملهی ۶ اشتباه کردید، ردیف «Perfekt mit sein» را در جدول بالا دوباره ببینید.
اگر خودتان به آلمان میروید، همین چهار مدرک در بیشتر شهرها لازم است: پاسپورت، فرم ثبت آدرس، تأییدیهی صاحبخانه (Wohnungsgeberbestätigung) و نوبت از بورگرامت. ثبت آدرس معمولاً باید ظرف دو هفته بعد از اسبابکشی انجام شود و گواهی آن برای حساب بانکی و بسیاری از کارهای بعدی لازم است. جزئیات ممکن است در هر شهر کمی فرق کند؛ پیش از رفتن، سایت بورگرامت همان شهر را ببینید.
📚 همهی داستانهای آلمانی · 💬 تمرین مکالمهی آلمانی · 🎵 آموزش آلمانی با موسیقی
در این داستان، جملههای لازم برای ثبت آدرس در آلمان در دل یک ماجرای واقعی یاد گرفته میشوند؛ از پر کردن فرم با یوناس تا گفتوگو با آقای بکر پشت باجهی ۳. وقتی جملهها همراه موقعیت یاد گرفته شوند، روزی که خودتان در صف بورگرامت نشستید، بدون مکث از آنها استفاده میکنید.
برای اینکه این جملهها به مکالمهی روان تبدیل شوند، تمرین با استاد لازم است. کلاس زبان آلمانی زباننگار را ببینید، و اگر تازه شروع کردهاید، مسیر کامل را در آموزش زبان آلمانی از صفر دنبال کنید.
برای سطح A2 تا B1؛ جملهها کوتاهاند ولی زمان Perfekt، فعلهای جداشدنی و جملههای مؤدبانه هم در آن آمده است.
ثبت آدرس محل سکونت در ادارهی امور شهروندی (Bürgeramt)؛ معمولاً باید ظرف دو هفته بعد از اسبابکشی انجام شود.
تأییدیهای که صاحبخانه میدهد و نشان میدهد شما در آن آدرس ساکن شدهاید؛ بدون آن ثبت آدرس انجام نمیشود.
با Ich hätte gern … (میخواستم …) و Könnten Sie bitte …? (ممکن است لطفاً …؟)؛ این دو ساختار از Ich will مؤدبانهترند.
اول متن آلمانی را بدون ترجمه بخوانید، بعد ترجمه را ببینید، واژهها را با حرف تعریف یادداشت کنید و گفتوگوها را بلند نقشخوانی کنید.