۳۰ اصطلاح کاربردی انگلیسی که باید بدانید!

۳۰ اصطلاح کاربردی انگلیسی که باید بدانید!

برای درک زبان انگلیسی، بهتر است با اصطلاحات آشنا شوید. بسیار مهم است که از اصطلاحات انگلیسی که در زندگی روزمره استفاده می شود، آگاهی داشته باشیم. شما باید یاد بگیرید که این اصطلاحات چه معنی می دهند و در چه موقعیت هایی می توانید از آن ها استفاده کنید. در این مطلب از سایت زبان نگار به برخی از اصطلاح کاربردی انگلیسی اشاره خواهیم کرد.

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۱:

RUNNING ON FUMES (از بی خوابی تلف شدن )

مفهوم : برای زمانی که در هنگام خستگی مجبور به بیدار ماندن هستید.

مثال: I’m sorry, but I’ve got to go home now. I haven’t slept for twenty hours and I’m running on fumes.

من متاسفم اما باید الان به خانه بروم. من به مدت ۲۰ ساعت نخوابیدم و از بی خوابی تلف می شم!

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۲:

SOLD ME OUT ( خبرچینی کردن )

مفهوم: خبرچینی کردن یا فاش کردن راز

مثال: I asked you to keep it to yourself! I can’t believe you sold me out, I trusted you!

من از شما خواستم که آن را پیش خودت نگه داری! من نمی توانم باور کنم که خبرچینی کردی، من به تو اعتماد کردم!

 

مرتبط بخوانید: ۲۰ اصطلاح واقعا کاربردی در زبان انگلیسی که باید بدانید!

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۳:

BLEW ME AWAY ( دل کسی را بردن )

مفهوم: زمانی که تحت تاثیر چیزی یا کسی قرار می گیرید.

مثال: The exhibition just blew me away. I’d never seen so many beautiful paintings before.

این نمایشگاه واقعا دل مرا برد. من هرگز نقاشی هایی به این زیبایی ندیده بودم.

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۴:

اصطلاح کاربردی انگلیسی

اصطلاح کاربردی انگلیسی

CRY WOLF ( چوپان دروغگو بودن )

مفهوم: تقاضای کمک کردن در صورتی که احتیاجی به آن نیست.

مثال: Do you think Peter is in trouble or is he just crying wolf?

تو فکر می کنی که پتر واقعا تو دردسر افتاده یا مثل چوپان دروغگو نیازی به کمک نداره؟

 

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۵:

COULDN’T CARE LESS ( بی اهمیت بودن )

مفهوم: برای ابراز عدم علاقه مطلق به چیزی استفاده می شود.

مثال:

  . That man stole a bottle of wine from the shop +

    . Oh, really? I couldn’t care less –

+ آن مرد یک بطری شراب از مغازه دزدید.

-واقعا؟ برام اهمیتی نداره!

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۶:

BE CHUFFED TO BITS ( شاد بودن )

مفهوم: برای زمانی که خیلی شاد و راضی هستید.

مثال: Hey, thanks for the present! I’m chuffed to bits.

به خاطر هدیه ازت ممنوم. من خیلی خوشحالم!

 

مرتبط بخوانید: آموزش اصطلاحات انگلیسی با زبان نگار (بخش اول)

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۷:

FEELING UNDER THE WEATHER ( مریض احوال بودن )

مفهوم: برای زمانی که مریض هستید و یا قادر به انجام فعالیت های روزمره نیستید.

مثال:.I think I’m going to have to take the day off work. I feel quite under the weathe

فکر می کنم که امروز باید مرخصی بگیرم. حس می کنم مریض احوالم.

 

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۸:

BE TICKLED PINK ( از خوشحالی در پوست خود نگنجیدن )

مفهوم: هیجان زده و خوشحال بودن

مثال: .She was tickled pink by all the compliments she’d received

او به خاطر تعریف هایی که ازش شده بود در پوست خود نمی گنجید!

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۹:

A BAKER’S DOZEN (سیزده)

مثال: .Check out our baker’s dozen language learning tips

راهنمای یادگیری زبان شماره ۱۳ را بررسی کنید.

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۱۰:

COMFORT FOOD ( غذای نوستالژیک )

مفهوم: غذایی که باهاش خاطره دارید و شما را یاد دوران کودکی میندازد.

مثال: After a tiring day, it’s so nice to make some comfort food and settle down with a good book.

خیلی خوبه که بعد از یک روز خسته کننده، غذای نوستالژیک درست کنی و یک کتاب خوب بخونی.

 

مرتبط بخوانید:آموزش آنلاین زبان انگلیسی

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۱۱:

SKELETON CREW ( تعداد انگشت شمار )

مفهوم: حداقل تعداد افرادی که نیاز به انجام عملیات خدماتی / اداری دارید.

مثال: Can you come back after the holidays? We’re operating with a skeleton crew at the moment.

آیا می توانید بعد از تعطیلات دوباره برگردید؟ در حال حاضر با تعداد انگشت شماری کار می کنیم.

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۱۲:

اصطلاح کاربردی انگلیسی

اصطلاح کاربردی انگلیسی

LET THE CHIPS FALL WHERE THEY MAY ( هر چه بادا باد )

مفهوم: انجام دادن کاری بدون فکر کردن به عواقب آن!

مثال: I must tell John how I feel about him, let the chips fall where they may

من باید به جان بگوی که هر چه حسی بهش دارم، هر چه بادا باد.

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۱۳:

NO-BRAINER

مفهوم: تصمیم راحت

مثال:

  Do you think I should propose to Judy?+

!Come on, it’s a no-brainer. She’s such a fantastic woman –

+ تو فکر می کنی که من باید به جودی پیشنهاد بدم

_ بیا بریم، این یک تصمیم راحته. او زن فوق العاده ای است.

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۱۴:

A STONE’S THROW

مفهوم: خیلی نزدیک

مثال: .The hotel  was a stone’s throw from the beach. I loved it

هتل خیلی نزدیک به ساحل است. من خیلی دوسش دارم.

 

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۱۵:

HEAR ON THE GRAPEVINE ( شایعه پراکنی )

مفهوم: شنیدن یک شایعه یا داستان دروغ

مثال: I heard on the grapevine that Charlie and Sarah are dating at the moment

من شایعه ای شنیدم که چارلی و سارا قرار عشقی دارند!!

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۱۶:

SIT ON THE FENCE

مفهوم: بی طرف بودن

مثال:

     Well don’t you think I’m right, he’s been acting differently hasn’t he? +

 .I’m sitting on the fence with this one, you’re both my good friends –

+ اون داره متفاوت عمل می کنه، درست نمی گم ؟

_ من بی طرفم. هر دو از دوست های خوب من هستند.

 

مرتبط بخوانید: تفاوت آیلتس و تافل در چیست؟

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۱۷:

TAKE WHAT SOMEONE SAYS WITH A PINCH OF SALT ( با احتیاط عمل کردن )

مفهوم: با ملاحظه عمل کردن راجب یک چیز اغراق آمیز یا باور داشتن قسمتی از چیزی

مثال:

  Did you hear what Tina said happened in the office yesterday?+

.Oh, I would take anything she says with a pinch of salt –

+ شنیدی که دیروز تینا اتفاقی که در اداره افتاده بود را تعریف می کرد؟

_ اوه! من با احتیاط عمل می کنم.

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۱۸:

FREAK OUT (از کوره در رفتن)

مفهوم: خیلی عصبانی و هیجان زده شدن.

مثال: Mum, don’t freak out! I married a guy in Las Vegas.

مامان از کوره در نرو! من با مردی در لاس وگاس ازدواج کردم!!!

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۱۹:

اصطلاح کاربردی انگلیسی

اصطلاح کاربردی انگلیسی

BE A CATCH

مفهوم: کسی که ارزش ازدواج و یا دوستی را دارد.

مثال: John is taking me out tonight. He’s such a catch, I hope he’ll propose.

جان امشب من را بیرون می برد. .او ارزش ازدواج را دارد. امیدوارم بهم پیشنهاد بدهد!

 

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۲۰:

PIECE OF CAKE ( به راحتی آب خوردن )

مفهوم: زمانی که انجام کاری بسیار ساده است.

مثال:

  Do you think you could beat him in a race?+

Yeah, piece of cake. I’m definitely a lot faster than him –

+ فکر می کنی میتونی در مسابقه سرعت ازش جلو بزنی؟

_ آره، مثل آب خوردنه. من خیلی سریعتر از او هستم.

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۲۱:

HIT THE NAIL ON THE HEAD ( به هدف زدن )

مفهوم: زمانی که شخصی حرف درست را می گوید از این اصطلاح استفاده می شود.

مثال: My doctor hit the nail on the head. He knew exactly what was wrong with me!

دکترم درست به هدف زد. اون میدونست که چه چیزی اشتباه ست.

 

مرتبط بخوانید: هزینه آزمون تافل

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۲۲:

COSTS AN ARM AND A LEG

مفهوم: وقتی چیزی خیلی گران باشد.

مثال: My son wants that mountain bike for his birthday, but it’ll cost an arm and a leg!

پسرم برای روز تولدش دوچرخه کوهستانی می خواهد، اما آن خیلی گران است!

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۲۳:

HIT THE BOOKS ( خرخوانی کردن! )

مفهوم: خیلی درس خواندن

مثال:   Do you want to go for lunch somewhere nice?+

No thanks, I’m going to hit the books. I have an exam coming up soon –

+ میخوای برای ناهار بیرون بریم ؟

_ نه ممنون، من باید خیلی درس بخونم. من به زودی امتحان دارم.

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۲۴:

BITE OFF MORE THAN YOU CAN CHEW ( لقمه ی بزرگتر از دهان برداشتن )

مفهوم: وقتی مسئولیت کاری را به عهده می گیرید که از پس آن بر نمی آیید.

مثال: He recently got promoted and took on some new responsibilities, but he’s just too busy. He bit off more than he could chew, and I don’t think he can handle it anymore. 

او اخیرا ترفیع گرفته و مسئولیت‌های جدیدی را بر عهده گرفته‌است، اما او خیلی پرمشغله است. او لقمه ی بزرگتر از دهانش برداشته، و من فکر نمی‌کنم بتواند از پس آن برآید.

 

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۲۵:

WHEN PIGS FLY ( وقت گل نی )

مفهوم : برای بیان اتفاقی که هرگز نمی افتد.

مثال:

  Aren’t you going to buy that dream house you told me about?+

Ugh, I will when pigs fly. It’s just so expensive, I don’t think it’ll happen –

+ آیا نمی خواهید آن خانه رویایی که به من گفته بودید را بخرید؟

_ اوه ، وقت گل نی می تونم بخرمش! آن خیلی گران است و من فکر نمی کنم که این اتفاق بیفتد.

 

مرتبط بخوانید: بهترین دوره آیلتس کجا برگزار می شود؟!

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۲۶:

DON’T JUDGE A BOOK BY ITS COVER ( زود قضاوت نکردن)

مفهوم: به این معناست که بر اساس اطلاعات کم و یا ظاهر نامناسب تصمیم نگیرید.

مثال:

    I don’t like our new neighbours very much, they’re quite strange.+

  Hey, you shouldn’t judge a book by its cover. Give them a chance, I think they’re   just a bit quirky but really nice!

+ من همسایه های جدید را دوست ندارم. آنها عجیب غریب هستن!

_ تو نباید زود قضاوت کنی. به آن یکم فرصت بده. من فکر می کنم آنها فقط کمی عجیب غریب هستن اما واقعا عالی هستند!

 

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۲۷:

اصطلاح کاربردی انگلیسی

اصطلاح کاربردی انگلیسی

YOU ROCK

مفهوم: تو فوق العاده ای !

مثال: Thanks for the tickets, Rob. You rock!

راب ممنون به خاطر بلیط ها. تو فوق العاده ای!

 

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۲۸:

MISS THE BOAT

مفهوم: زمانی که شخصی فرصتی را از دست می دهد.

مثال:

    Have you applied for that job yet?+

    No, I think I may have missed the boat. I should’ve done it last week. –

+ آیا برای آن شغل درخواست دادی؟

_ نه ، فکر کنم که فرصت را از دست دادم. من باید هفته قبل آن را انجام می دادم.

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۲۹:

AROUND THE CLOCK

مفهوم: خدمات ۲۴ ساعته

مثال: The hotel’s service is great, there is always someone available to help you around the clock.

خدمات دهی هتل فوق العاده است، همیشه شخصی برای پاسخگویی ۲۴ ساعته وجود دارد.

 

اصطلاح کاربردی انگلیسی شماره ۳۰:

keep head above water (خود را (از خطر یا قرض و… )حفظ کردن )

مفهوم: برای مقابله با وضعیت دشوار، مخصوصا زمانی که مشکل مالی دارد و باید خود را از خطر  ورشکستگی حفظ کند.

مثال: Business is bad. I’m not sure how much longer we’ll be able to keep our heads above water.

وضعیت کسب و کار بد است. من مطمئن نیستم تا چه زمانی قادر باشیم تا خود را از خطر حفظ کنیم.

 

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه