۲۰ اصطلاح واقعا کاربردی در زبان انگلیسی که باید بدانید!

۲۰ اصطلاح واقعا کاربردی در زبان انگلیسی که باید بدانید!

برای درک بهتر زبان انگلیسی، باید با اصطلاحات انگلیسی آشنا شوید. بسیار مهم است که از اصطلاح انگلیسی که در زندگی روزمره استفاده می شود، آگاهی داشته باشیم. شما باید یاد بگیرید که این اصطلاحات چه معنی می دهند و در چه موقعیت هایی می توانید از آن ها استفاده کنید. در این مطلب از سایت زبان نگار به برخی از اصطلاحات محبوب انگلیسی اشاره خواهیم کرد.

اصطلاح انگلیسی شماره ۱:

CRUNCH TIME ( لحظه ی سرنوشت ساز )
مفهوم : دوره زمانی قبل از تکمیل پروژه که همه کار سختی داشته باشند.

مثال: I’m not getting enough sleep these days. It’s crunch time at work.
این روزها خواب کافی ندارم چرا که لحظه ی سرنوشت ساز کار است.

 

اصطلاح انگلیسی شماره ۲:

اصطلاح انگلیسی

اصطلاح انگلیسی

 

LET YOUR FREAK FLAG FLY ( خودنمایی کردن )
مفهوم: خودنمایی کردن در مقابل دیگران
مثال: My colleagues were surprised at the Christmas party- I let my freak flag fly and showed them a break dance routine.
دوستانم در مهمانی کریسمس شگفت زده شدند – من خودنمایی کردم و برای آن ها بریک دنس اجرا کردم!

 

مرتبط بخوانید: ترفند های آموزش زبان فرانسه

 

اصطلاح انگلیسی شماره ۳:

GET YOUR HEAD AROUND IT ( از چیزی سر درآوردن )
مفهوم: درک کردن چیزی
مثال: I just can’t get my head around the fact that Joe is leaving us
من نمی توانم این واقعیت را درک کنم که چرا جو ما را ترک می کند.

 

اصطلاح انگلیسی شماره ۴:

DIG IN YOUR HEELS / STICK TO YOUR GUNS ( پافشاری کردن)
مفهوم: برای مقابله با سازش و یا تغییر ذهنیت استفاده می شود

مثال: My parents wanted me to give up writing, but I dug in my heels and went on to become a famous writer.
والدین من می خواستند من را از نوشتن منصرف کنند، اما پافشاری کردم و برای تبدیل شدن به یک نویسنده مشهور تلاش کردم.

 

اصطلاح انگلیسی شماره ۵:

LEAVE NO STONE UNTURNED (چیزی را از قلم ننداختن )
مفهوم: به این معنا که هر کاری می توانید برای رسیدن به هدف خود انجام دهید.
مثال: I’ll leave no stone unturned until I find out who did this.
من تا زمانی که متوجه نشوم چه کسی این کار را انجام داده است، کاری انجام نخواهم داد.

 

مرتبط بخوانید: ۳۵ ترفند برای آموزش زبان انگلیسی

 

اصطلاح انگلیسی شماره ۶:

اصطلاح انگلیسی

اصطلاح انگلیسی

 

PULL A RABBIT OUT OF A HAT ( شق القمر کردن )
مفهوم: کار بسیار مشکل و دشوار را انجام دادن
مثال: I thought we were going bankrupt, but my partner pulled a rabbit out of his hat and we landed a major contract.
من فکر کردم که ورشکست شدیم، اما شریکم شق القمر کرد و ما یک قرارداد بزرگ بستیم.

 

مرتبط بخوانید: آموزش اصطلاحات انگلیسی با زبان نگار (بخش اول)

 

اصطلاح انگلیسی شماره ۷:

 

PULL YOURSELF TOGETHER ( به خود آمدن)
مفهوم: برای بیان آرام شدن و طبیعی رفتار کردن
مثال: I understand you’ve had a bad day, but pull yourself together and get on with your job.
من درک می کنم که روز بدی داشته اید، اما آرام باشید و به کارتان برگردید.

اصطلاح انگلیسی شماره ۸:

HANG IN THERE ( صبور بودن )
مفهوم : به معنای منتظر شدن و صبور بودن است.
مثال: I know you’d really like to call him, but I don’t think that’s the right thing to do now. Just hang in there and he will call you.
من می دانم که واقعا دوست دارید که او را صدا بزنید، اما فکر نمی کنم این کار درست باشد. فقط صبور باشید تا او شما را صدا کند.

 

اصطلاح انگلیسی شماره ۹ :

YOU SOLD ME (ON SOMETHING) ( متقاعد کردن )
مفهوم: برای زمانی که طرف مقابل با حرف های مجاب کننده شما را متقاعد می کند.
مثال: OK, you’ve sold me. I’ll go to the match with you.
بسیار خوب، شما من را متقاعد کردی. من با شما هماهنگ خواهم شد.

 

اصطلاح انگیلسی شماره ۱۰:

 BLOW SMOKE ( ادعا داشتن، لاف زدن )
مفهوم: ادعا کردن یا بیان چیزهایی که درست نیستند، بهتر از واقعیت نشان دادن
مثال: I’m not blowing smoke. I have honestly read War and Peace by Tolstoy.
من لاف نمی زنم. من واقعا کتاب جنگ و صلح تولستوی را مطالعه کردم.

 

مرتبط بخوانید: چطور در آزمون آیلتس موفق شویم؟!

 

اصطلاح انگیلسی شماره ۱۱:

GET OUT OF HAND ( مهار نشدنی )
مفهوم: هنگامی که کنترل شرایط را از دست می دهید.
مثال: The party got out of hand and the guests started to throw bottles at each other
مهمانی از کنترل خارج شد و مهمانان بطری ها را به همدیگر پرتاب کردند!

 

اصطلاح انگلیسی شماره ۱۲:

STEP UP YOUR GAME ( ارتقا یافتن )
مفهوم: برای بهتر کردن عملکرد استفاده می شود.
مثال: .If you want to win this competition, you’ll have to step up your game
اگر می خواهید در این مسابقه برنده شوید، باید عملکرد خود را ارتقا دهید.

 

اصطلاح انگلیسی شماره ۱۳:

GET IT OUT OF YOUR SYSTEM ( قید چیزی را زدن )
مفهوم : انجام کاری که مدت هاست قصد انجام آن را دارید و دیگر نمی خواهید آن را به تعویق بیندازید.
مثال: I wasn’t sure how she was going to react, but I had to get it out of my system, so I told her I had found another woman.
من نمی دانستم عکس العمل او چه خواهد بود، اما قید همه چیز را زدم و به او گفتم که زن دیگری پیدا کرده ام!

 

اصطلاح انگلیسی شماره ۱۴:

اصطلاح انگلیسی

اصطلاح انگلیسی

 

BY THE SKIN OF YOUR TEETH ( به سختی موفق شدن )
مفهوم: هنگامی که از این اصطلاح استفاده می شود که به سختی موفق می شوید و در نزدیکی شکست قرار دارید.

مثال: I hadn’t studied much, but passed the test by the skin of my teeth
من خیلی مطالعه نکرده بودم، اما آزمون را به سختی پاس کردم.

 

 مرتبط بخوانید: آموزش زبان آلمانی در زبان نگار

 

اصطلاح انگلیسی شماره ۱۵:

SHAPE UP OR SHIP OUT ( یا بهتر کار کن یا برو )
مفهوم: برای بیان انجام بهتر کار و یا ترک کردن آن استفاده می شود.
مثال: his is the last time I’m telling you to arrive on time. Shape up or ship out.
این آخرین باری که بهت می گم سر موقع بیا. یا بهتر کار کن یا برو.

 

اصطلاح انگلیسی شماره ۱۶:

CUT SOMEBODY SOME SLACK
مفهوم: به معنای به خود استراحت دادن و در برخی موارد به معنای از روی ظاهر کسی قضاوت کردن است.
مثال: I was extremely busy last week. Cut me some slack and I’ll finish the report by tomorrow morning.
من آخر هفته پرمشغله ای داشتم. کمی به خودم استراحت دادم و گزارش را فردا صبح به اتمام رساندم.

 

اصطلاح انگلیسی شماره ۱۷:

ONCE IN A BLUE MOON ( به ندرت )
مفهوم: برای زمانی که چیزی به ندرت اتفاق می افتد.
مثال: We used to see him all the time, but now he just visits us once in a blue moon.
ما همیشه او را می دیدیم، اما حالا اون به ندرت ما را می بیند.

 

اصطلاح انگلیسی شماره ۱۸:

TAR SOMEONE WITH THE SAME BRUSH ( همه را به کیش خود پنداشتن )
مفهوم: اعتقاد به این که شخصیتی همانند سایر اعضای گروه دارای ویژگی های بد است.
مثال: I don’t think much of that band, but the singer shouldn’t be tarred with the same brush. She’s got a fantastic voice.
من خیلی راجب آن گروه فکر نمی کنم اما خواننده نباید مثل بقیه در نظر گرفته شود. او صدای فوق العاده ای دارد.

 

اصطلاح انگلیسی شماره ۱۹:

COME OUT SWINGING ( جبهه گرفتن )
مفهوم: برای مقابله با استرس و دفاع از خود در ابتدای بحث و گفتگو
مثال: Our local MP came out swinging against the current leadership and demanded that the government resign.
مجلس محلی ما در برابر رهبری فعلی جبهه گرفت و خواستار استعفای دولت شد.

 

مرتبط بخوانید: تفاوت آیلتس و تافل در چیست؟!

 

اصطلاح انگلیسی شماره ۲۰:

SHOOT FROM THE HIP (عجولانه یا بدون فکر عمل کردن یا حرف زدن )

مفهوم: رک حرف زدن یا نسنجیده عمل کردن
مثال: If you want to get on well with your boss, try not to shoot from the hip next time. You don’t want to offend him, do you?
اگر می خواهید با رئیس خود به خوبی کار کنید، دفعه بعدی نسنجیده عمل نکنید. شما نمی خواهید او را اذیت کنید، آیا می خواهید؟

 

اصطلاح انگلیسی شماره ۲۱:

اصطلاح انگلیسی

اصطلاح انگلیسی

GO THE EXTRA MILE ( از جان مایه گذاشتن )
مفهوم: بیش از حد تلاش کردن و یا سخت تلاش کردن برای رسیدن به هدف
مثال ۱: If you want to become proficient in English, you’ll have to go the extra mile and start learning idioms.
اگر می خواهید در زبان انگلیسی ماهر شدید باید از جان مایه بگذارید و اصطلاحات را یاد بگیرید.

مثال ۲: My English class was great, we learnt so much because our teacher was the best, she always went the extra mile for us.
کلاس انگلیسی من فوق العاده بود، ما چیزهای زیادی یاد گرفتیم چرا که استاد ما فوق العاده بود. او همیشه از جان خود برای ما مایه می گذاشت.

امیدواریم از مطلب امروز زبان نگار در خصوص اصطلاح انگلیسی استفاده کافی را برده باشید. نظر خود را برای ما درج کنید. منتظر بخش دوم از اصلاحات پر کاربرد باشید.

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه