اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان (time) !

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان (time) !

آیا به دنبال اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان هستید؟ در این مطلب تعداد زیادی از اصطلاحات نمونه آورده شده است تا آن ها را یاد بگیرید! اگر آن ها را به طور منظم تمرین کیند به زودی قادر خواهید بود از آن ها در مکالمات روزانه استفاده کنید و انگلیسی تان را بهبود بخشید! هیچ زمانی مانند اکنون وجود ندارد؛ پس همین الان شروع کنید!!

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان شماره AROUND THE CLOCK

معنی : این اصطلاح زمانی استفاده می شود که جایی ۲۴ ساعته باز باشد.

مثال: The hotel’s service is great, there is always someone available to help you around the clock.

 

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان

 

  1. BEHIND THE TIMES

معنی: مورد استفاده برای توصیف فردی که قدیمی است و ایده‌هایی دارد که به زمان های قدیم مربوط می‌شود و به روز نیست!

مثال: It’s a shame his parents don’t understand it from his point of view, they’re really behind the times.

 

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان

 

  1. AHEAD OF TIME

معنی: این اصطلاح زمانی استفاده می شود که چیزی به زودی و یا قبل از زمان مقرر اتفاق بیفتد.

مثال: If you make the cakes ahead of time, then you’ll be able to focus on the decorations more.

 

  1. CALL IT A DAY / NIGHT

معنی: متوقف کردن انجام چیزی برای مدتی کوتاه یا حداقل تا روز بعد. هم چنین می‌تواند به عنوان زبان عامیانه به کار رود تا بگوید که چیزی کاملا پایان‌یافته است.

مثال:

    Right guys, you’ve worked really hard. I think it’s time to call it a night, I’ll see you all again tomorrow.

    Neither of us was happy in the relationship, so we decided to call it a day.

 

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان شماره ۵. A MONTH OF SUNDAYS

دوره زمانی طولانی

مثال: It’s been a month of Sundays since I last went to the theatre!

 

  1. DWELL ON THE PAST

معنی: وقتی کسی در مورد گذشته زیاد فکر می‌کند، و این یک مشکل می‌شود.

مثال: I wish you’d stop dwelling on the past, she’s never going to come back. You need to move on with your life!

 

  1. AGAINST THE CLOCK

معنی: این اصطلاح به این معنی است که شما عجله دارید و زمان بسیار کمی برای انجام دادن کارتان دارید.

مثال: I worked day and night against the clock to get this done on time, and you’re being so ungrateful!

 

مرتبط بخوانید: ۵۰ اصطلاح و کلمه برای صحبت کردن به شکل یک بومی انگلیسی!

 

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان شماره ۸.CALL TIME

معنی: این مورد از اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان به این معنی است که شما تصمیم میگیرید کاری را تمام کنید.

مثال: I think we should call time on this project. It is draining our resources, exhausting our manpower, and isn’t making any progress.

 

  1. AFTER THE WATERSHED

معنی: در برخی کشورها،  Watershedزمانی است که بعد از آن برنامه‌های تلویزیونی بیشتری می‌تواند نشان داده شود که شامل بذله‌گویی، زبان بد و یا موضوعات بحث‌برانگیز می‌شود.

مثال: Why are the children still up watching TV? They should be in bed now, it’s after the watershed!

 

  1. BETTER LATE THAN NEVER

معنی: این اصطلاح به معنای این است که بهتر است کاری را دیر انجام دهید تا اینکه هرگز انجام ندهید.

مثال: I’ve finally managed to build my dream house. I know I’m nearly at retirement age, but it’s better late than never!

 

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان شماره ۱۱. DAYS ARE NUMBERED

معنی: این اصطلاح زمانی به کار برده می شود که آن ها انتظار دارند به زودی بمیرند.

مثال: The doctors say his days are numbered. They don’t have much hope of him surviving this illness.

 

  1. DO TIME / SERVE TIME

مثال: برای توصیف محکومیت یک نفر در زندان استفاده می‌شود.

معنی: He is doing time for a crime he did not commit!

 

  1. DON’T KNOW WHETHER TO WIND A WATCH OR BARK AT THE MOON

معنی: زمانی استفاده می‌شود که کسی نمی‌داند چه کار باید انجام دهد.

مثال: He has asked me to marry him and is still waiting for an answer, but I don’t know whether to wind a watch or bark at the moon!

  1. ELEVENTH HOUR

معنی: وقتی چیزی در آخرین لحظات اتفاق میفتد.

مثال: Everyone thought he was going to lose when he had to stop to get a tyre changed, but at the eleventh hour, he came first and won the race!

 

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان شماره ۱۵. CRUNCH TIME

معنی: زمانی که یک نفر باید تصمیم مهمی بگیرد که نه تنها در آینده خودشان بلکه برای دیگران نیز تاثیر بگذارد.

مثال: As the Executive Director stepped out onto the podium, his clothes felt damp, and sweat beads were forming on his forehead. He knew it was crunch time.

 

  1. CARRY THE DAY

معنی: این اصطلاح یک برد را تعریف می‌کند که شبیه یک نبرد طولانی است.

مثال: The Liverpool Football Club had carried the day well, they rejoiced as they held their prize, the League Cup, up high for all to see.

 

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان شماره ۱۷. TIME FLIES

معنی: یک اصطلاح بسیار معمول که به معنای خیلی سریع گذشتن زمان است.

مثال: I can’t believe it’s almost time to go home. It’s funny how time flies when you’re having fun!

 

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان

 

  1. JUST IN TIME / IN THE NICK OF TIME

معنی: این اصطلاح بدین معنا است که قبل از اینکه خیلی دیر شود، به جایی برسید یا کاری را تمام کنید. در آخرین لحظه ممکن انجام دادن کاری

مثال : She thought her husband was going to miss the birth of their first baby, but he arrived just in the nick of time.

 

  1. ON TIME

معنی: رسیدن به موقع

مثال: The trains here are never on time, it’s so annoying!

 

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان شماره ۲۰: ASAVE TIME:

معنی: این یعنی انجام سریع کاری ، به منظور اختصاص دادن زمان برای چیزهای دیگر.

مثال: If we drive there instead of taking the bus, we’ll save time.

 

مرتبط بخوانید: اصطلاحات خرید در زبان انگلیسی که واقعا ضروری هستند!

 

  1. OUT OF TIME

معنی: این یعنی هیچ زمانی برای انجام کاری باقی نمانده است. محدودیت زمانی و یا مهلت زمانی به وجود آمده‌است.

مثال: You’re out of time now. If you haven’t answered all the questions in the test, then that is your own problem.

 

  1. AS TIME GOES BY

معنی: یعنی گذر زمان. هر چه زمان می‌گذرد یا حرکت می‌کند.

مثال: As time has gone by, I have become less interested in clubbing and partying.

 

  1. TIME IS MONEY:

معنی: این بیان مشهور به این معنی است که زمان شما یک چیز با ارزش است و شما باید آن را به استفاده خوب بگذارید، در غیر این صورت شما بیش از آنچه به دست می‌آورید از دست خواهید داد.

مثال: It’s not worth waiting to hear back from that company. Time is money, you should just start contacting other employees instead.

 

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان ۲۴. MAKE TIME

معنی: این یعنی پیدا کردن زمان برای انجام کاری که باید اولویت داشته باشد. باید زمانی را در برنامه خود برای انجام کاری مشخص کنید.

مثال: You should make more time for your children. They’re growing up so fast, and you’re missing all of it.

 

  1. TIME FOR A CHANGE

معنی: به معنی اینکه کاری را که انجام می‌دهید را متوقف کنید و کاری متفاوت در زندگی خود انجام دهید.

مثال: After working in the same company for 15 years, I feel like it’s time for a change.

 

  1. COME OF AGE

معنی: زمانی که چیزی کاملا رشد می‌کند و به بلوغ می‌رسد. هم چنین زمانی که فردی به بزرگسالی می‌رسد و یا به توانایی‌های بالقوه خود عمل می‌کند، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

مثال: He has come of age now, and is wise enough to take the throne and become king.

 

  1. CRACK OF DAWN

معنی : صبح خیلی زود. اولین لحظات طلوع خورشید.

مثال: I wake up at the crack of dawn and go for a run every day.

 

  1. HIT THE BIG TIME

معنی: به معنای موفق شدن است.

مثال: After John hit the big time, he became very rich and forgot about all his old friends.

 

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان

 

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان ۲۹. BIG TIME

معنی: به معنای خیلی زیاد.

مثال: You owe me big time because I helped you with your school project.

 

  1. DAY IN THE SUN:

معنی: بدان معناست که توجه شما را جلب می‌کند و تحسینش می‌کنید.

مثال: It felt like a day in the sun today. My manager actually noticed me and praised my work. I was even able to put my feet up and have dinner cooked for me when I got home!

 

مرتبط بخوانید: ۳۰ اصطلاح پرکاربرد انگلیسی

 

  1. EVEN A BROKEN/STOPPED CLOCK IS RIGHT TWICE A DAY

معنی: این روش زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد که افراد خوش‌شانس باشند اما ارزش آن را ندارند و یا موفق نیستند.

مثال: He definitely didn’t deserve to win the lottery, but even a stopped clock is right twice a day.

 

  1. FEAST TODAY, FAMINE TOMORROW

معنی: اگر شما با هر چیزی که امروز دارید زیاده‌روی کنید و برای زمان سخت تر برنامه ریزی نکنید، ممکن است دچار مشکل شوید.

مثال: He’s just bought himself a new Lambourghini, and wears new suits every day. He doesn’t understand that it’ll be feast today, famine tomorrow if he continues like this!

 

  1. FIVE ‘O’CLOCK SHADOW

معنی: این اصطلاح برای موهای صورت است که یک مرد اگر یکی دو روز ریشش را اصلاح نکند.

مثال: You can’t go for your interview with a five ‘o’clock shadow! Go and have a shave!

 

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان شماره ۳۴. FOR THE TIME BEING

معنی: برای بیان عمل و یا وضعیتی که تا زمان های آینده ادامه دارد اما موقت است.

مثال: You can stay in my house for the time being, but you need to save up some money and get your own flat.

 

  1. FULL OF THE JOYS OF SPRING

معنی: برای توصیف کسی استفاده می شود که بسیار پرانرژی و سرشار از انرژی است.

مثال: I wonder why she is so full of the joys of spring, Darren must’ve proposed to her!

 

  1. GIVEN THE DAY THAT’S IN IT

معنی: این اصطلاح ایرلندی در زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد که چیزی بسیار واضح است به خاطر روزی که آن اتفاق می‌افتد.

مثال: Well, there are hardly any taxi drivers around, given the day that’s in it is Christmas.

 

اصطاحات زبان انگلیسی با زمان شماره ۳۷. GOOD TIME

معنی: زمانی که فردی سریع‌تر از حد انتظار سفر می‌کند و زودتر به مقصد می‌رسد.

مثال: I got to the office in good time, but got lost inside the building trying to find my interview room, and ended up being late anyway!

 

  1. HAVE ONE’S MOMENTS

معنی: کسی که به طور کلی یک الگوی رفتاری مثبت را به طور اتفاقی نمایش می‌دهد، اما نه به طور کلی. انفجار ناگهانی مثبت گرایی.

مثال: He seemed in ever such a good mood earlier today, and offered to cook dinner! I guess he does have his moments!

 

  1. HERE TODAY, GONE TOMORROW

معنی: این می‌تواند برای توصیف برخی چیزهای مطلوب مانند پول و شادی مورد استفاده قرار گیرد.

مثال: Don’t stress about money so much all the time. It’ll be here today and gone tomorrow anyway!

 

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان

 

  1. WASTING TIME / A WASTE OF TIME

معنی: این به هر چیزی که یک روش مفید برای سپری کردن زمان نیست، اشاره می‌کند. انجام کاری که بیهوده و بی‌فایده است.

مثال:

    Studying that engineering course was a waste of time. I didn’t learn anything new!

    You’re wasting your time by sitting here talking to me. Go to the train station before she leaves!

 

مرتبط بخوانید: اصطلاح جالب انگلیسی : ۳۰ مورد واقعا کاربردی

 

  1. HONEST AS THE DAY IS LONG

معنی: برای توصیف کسی که بسیار صادق است!

مثال: I can’t believe he has been accused of stealing their money. I’ve known him for many years, and he is as honest as the day is long!

 

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان شماره ۴۲. HOUR OF NEED

معنی: زمانی که کسی واقعا به چیزی نیاز دارد، تقریبا یک فرصت نهایی.

مثال: I was there for him in his hour of need, but he hasn’t shown any sign of offering to help me now that I need his support!

 

  1. IN AN INSTANT / IN THE BLINK OF AN EYE

معنی: چیزی که خیلی سریع اتفاق می‌افتد.

مثال:

    If he apologised and admitted his mistakes, I would take him back in an instant!

    All you have to do is put the porridge in the microwave and it cooks in the blink of an eye!

 

  1. A LAUGH A MINUTE

معنی: برای توصیف کسی که بامزه و شوخ طبع است!

مثال: I love hanging out with Jenny, she’s a laugh a minute! You never get bored of her company.

 

  1. LIKE CLOCKWORK

معنی: برای توصیف چیزی که در زمان‌های بسیار عادی اتفاق می‌افتد، در فواصل زمانی بدون شکست.

مثال: My cat used to wake me up every morning like clockwork, but nowadays she seems too old to care.

 

  1. LIKE THERE’S NO TOMORROW

معنی: انجام دادن کاری به سرعت و با انرژی به گونه ای که آخرین فرصت برای انجام آن است.

مثال: You have to win this race Barry, when it’s time to go – just run like there’s no tomorrow!

 

  1. LONG TIME NO SEE

معنی : زمانی که کسی برای مدت طولانی شخصی را ندیده است.

 

اصطلاحات زبان انگلیسی با زمان ۴۸. MAKE MY DAY

معنی: زمانی که کسی تلاش می کند تا روزتان را شاد کند و شما را راضی کند.

مثال :

    I just heard my favourite song on the radio and it made my day!

    I hope I win the lottery tonight. It really would make my day!

 

مرتبط بخوانید: ۵۰ مورد از اصطلاحات سفر در انگلیسی که باید بدانیم!

 

  1. A MILE A MINUTE

معنی: انجام دادن کاری خیلی سریع

مثال: I couldn’t keep track of everything he was saying. He talks at a mile a minute!

 

  1. NO TIME LIKE THE PRESENT

معنی: بیان کننده این عقیده است که بهتر است کاری را اکنون انجام دهید تا اینکه آن را برای بعد قرار دهید، چرا که ممکن است هرگز نتوانید انجام دهید.

مثال: You should go travelling now, don’t leave it for next year. There’s no time like the present!

 

در صورتی که تمایل به مشاوره با کارشناسان زبان نگار برای آموزش اصطلاحات زبان انگلیسی را دارید، با ما تماس بگیرید: ۰۲۱۴۳۹۴۲ به گرمی پاسخگوی شما خواهیم بود.

 

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه