اگر تا حالا در مسیر یادگیری زبان آلمانی پیش رفته باشید، احتمالاً فهمیدید که سطح متوسط (B1-B2) نقطهایه که خیلیها در اون متوقف میشن. در این سطح، شما واژگان زیادی بلدید، اما هنوز موقع جملهسازی یا درک ساختارهای پیچیده مثل جملات موصولی، افعال جداشدنی یا زمانهای گذشته ترکیبی دچار تردید میشید. خبر خوب اینه که با شناخت چند قانون کلیدی گرامر آلمانی، میتونید از این مرحله عبور کنید و به سطح تسلط واقعی برسید.
در این مقاله، به جای توضیحات پراکنده، دقیقاً به سراغ ۶ قانون مهم و پرکاربرد در گرامر سطح متوسط آلمانی میرویم؛ قوانینی که نهتنها در مکالمههای روزمره، بلکه در آزمونهای بینالمللی مثل Goethe و TestDaF نیز به کار میآیند.
برای یادگیری عمیقتر و اصولی این مفاهیم، شرکت در کلاسهای تخصصی آموزش زبان آلمانی موسسه زبان نگار میتواند بهترین انتخاب باشد. این موسسه با بهرهگیری از اساتید مجرب، منابع آموزشی بهروز و رویکردی کاملاً مهارتمحور، مسیر یادگیری شما را هدفمند و مؤثر میسازد.

✅ مباحث کلیدی گرامر سطح متوسط آلمانی:
در سطح متوسط زبان آلمانی، یادگیری گرامر به مرحلهای میرسد که زبانآموز باید بتواند از قواعد بهصورت کاربردی و ترکیبی استفاده کند. در این بخش با مهمترین مباحث گرامری این سطح آشنا میشوید؛ مباحثی که پایهی تسلط بر زبان آلمانی در مکالمه، نوشتار و درک مطلب هستند.
| دستهبندی | مبحث کلیدی | نمونه جمله کاربردی |
|---|---|---|
| افعال مودال (Modalverben) | باید (müssen)، بتوان (können)، اجازه داشتن (dürfen)، خواستن (wollen)، وظیفه داشتن (sollen)، دوست داشتن یا ممکن بودن (mögen) | Ich muss morgen früh aufstehen. (من باید فردا صبح زود بیدار شوم.) |
| گذشته ساده و پرفکت (Präteritum & Perfekt) | تمایز میان کاربرد زمانهای گذشته در گفتار و نوشتار | Er hat das Buch gelesen. (او کتاب را خوانده است.) |
| ضمایر موصولی (Relativsätze) | ترکیب دو جمله با استفاده از ضمایر موصولی: der, die, das, dem, denen… | Das ist der Mann, der mir geholfen hat. (این مردی است که به من کمک کرد.) |
| جملات شرطی (Konjunktiv II) | بیان حالت فرضی، آرزو یا جمله مؤدبانه با würde یا حالت مستقیم | Wenn ich Zeit hätte, würde ich reisen. (اگر وقت داشتم، سفر میکردم.) |
| جملات زمانی (Temporalsätze) | استفاده از واژههای زمانی مانند wenn, als, bevor, nachdem | Als ich Kind war, spielte ich viel draußen. (وقتی بچه بودم، زیاد در بیرون بازی میکردم.) |
| جملات سببی، نتیجهای و هدفدار | بیان علت، نتیجه یا هدف با weil, deshalb, damit, um…zu | Ich lerne Deutsch, damit ich in Deutschland studieren kann. (من آلمانی یاد میگیرم تا بتوانم در آلمان تحصیل کنم.) |
| افعال با پیشوند جداشدنی و غیرجداشدنی (Trennbare & Untrennbare Verben) | درک تفاوت معنایی افعال جداشدنی مانند aufstehen با غیرجداشدنی مانند verstehen | Er steht früh auf. / Ich verstehe dich nicht. |
| ترتیب کلمات در جملات پیچیده (Satzstellung) | جایگاه فعل در جملات فرعی، شرطی و موصولی | Ich glaube, dass er heute nicht kommt. (فکر میکنم که او امروز نمیآید.) |
🔹 مهارتهایی که در گرامر سطح متوسط تقویت میشوند
در این مرحله از آموزش زبان آلمانی، تمرکز اصلی بر کاربرد واقعی و ترکیبی قواعد گرامری است. شرکت در دورههای سطح متوسط به شما کمک میکند تا:
جملات پیچیدهتر و طبیعیتری بسازید
از زمانها و افعال در موقعیتهای درست استفاده کنید
متون رسمی و علمی را بهتر درک کرده و بنویسید
برای مکالمات روزمره، مصاحبههای کاری و موقعیتهای تحصیلی آماده شوید.
مرتبط بخوانید: آموزش گرامر زبان آلمانی؛ راهنمای جامع از مبتدی تا پیشرفته
درخواست مشاوره
🌟 ۶ قانون طلایی گرامر سطح متوسط آلمانی
یادگیری گرامر آلمانی در سطح متوسط، پلی است میان درک ساختارهای پایه و تسلط واقعی بر زبان. در این بخش، با شش قانون کلیدی و پرکاربرد آشنا میشوید که دانستن آنها، تفاوت بین “فقط یادگیری” و “واقعاً مسلط بودن” را رقم میزند.
🧩 قانون ۱: تسلط بر افعال جداشدنی و غیرجداشدنی (Trennbare & Untrennbare Verben)
یکی از چالشهای مهم در سطح متوسط، تشخیص افعال جداشدنی و غیرجداشدنی است. پیشوند فعل میتواند معنای جمله را بهطور کامل تغییر دهد.
| نوع فعل | پیشوند | مثال | ترجمه |
|---|---|---|---|
| جداشدنی (Trennbar) | auf-, an-, mit-, ein-, zurück- | Ich stehe früh auf. | من صبح زود بیدار میشوم. |
| غیر جداشدنی (Untrennbar) | be-, ver-, ent-, emp-, ge-, zer- | Ich verstehe dich. | من تو را میفهمم. |
🔹 نکته آموزشی: در جملات فرعی (Nebensätze)، پیشوند جداشده دوباره به فعل اصلی برمیگردد.
مثال: Ich glaube, dass er früh aufsteht. (فکر میکنم او زود بیدار میشود.)
⏳ قانون ۲: کاربرد درست زمانهای گذشته — Präteritum و Perfekt
در زبان آلمانی دو زمان اصلی برای گذشته وجود دارد:
Perfekt برای مکالمات روزمره
Präteritum برای نوشتار رسمی و داستاننویسی
| زمان | ساختار | مثال | کاربرد |
|---|---|---|---|
| Perfekt | haben/sein + Partizip II | Ich habe gegessen. | در گفتار روزمره |
| Präteritum | فعل در گذشته ساده | Ich aß. | در نوشتار رسمی یا ادبی |
🔹 نکته آموزشی: افعال sein، haben و werden معمولاً در حالت Präteritum استفاده میشوند حتی در گفتار.
Ich war müde. (من خسته بودم.)
💬 قانون ۳: جملات موصولی (Relativsätze) برای روانتر صحبت کردن
در سطح متوسط باید بتوانید جملات را با ضمایر موصولی (der, die, das, dem, denen…) به هم وصل کنید تا جملههاتون طبیعیتر و حرفهایتر بشن.
| جمله ساده | جمله ترکیبی با موصول | ترجمه |
|---|---|---|
| Das ist der Mann. Er hilft mir. | Das ist der Mann, der mir hilft. | این مردی است که به من کمک میکند. |
| Ich kenne das Buch. Du liest es. | Ich kenne das Buch, das du liest. | من کتابی را میشناسم که تو میخوانی. |
🔹 نکته آموزشی: فعل در جمله موصولی همیشه در انتها قرار میگیرد.
🌈 قانون ۴: استفاده از جملات شرطی (Konjunktiv II)
جملات شرطی برای بیان آرزو، فرض یا حالت مؤدبانه استفاده میشوند و در سطح متوسط اهمیت زیادی دارند.
| نوع جمله | ساختار | مثال | ترجمه |
|---|---|---|---|
| شرطی ساده | wenn + Konjunktiv II | Wenn ich Zeit hätte, würde ich reisen. | اگر وقت داشتم، سفر میکردم. |
| حالت مؤدبانه | Konjunktiv II از فعل mögen یا können | Könnten Sie mir helfen? | آیا ممکن است به من کمک کنید؟ |
🔹 نکته آموزشی: ساختار würde + Infinitiv برای اکثر افعال قابل استفاده است و حالت فرضی میسازد.
🕰️ قانون ۵: جملات زمانی (Temporalsätze)
در زبان آلمانی برای بیان زمان وقوع اتفاقها از حروف ربط زمانی مانند als, wenn, bevor, nachdem استفاده میشود.
| حرف ربط | کاربرد | مثال | ترجمه |
|---|---|---|---|
| als | برای گذشتهی تکرارنشده | Als ich Kind war, spielte ich viel. | وقتی بچه بودم، زیاد بازی میکردم. |
| wenn | برای زمان حال یا گذشتهی تکرارشونده | Wenn es regnet, bleibe ich zu Hause. | وقتی باران میبارد، در خانه میمانم. |
| bevor/nachdem | برای قبل و بعد از انجام کار | Bevor ich gehe, rufe ich dich an. | قبل از رفتنم بهت زنگ میزنم. |
🔹 نکته آموزشی: در همهی جملات فرعی زمانی، فعل به انتهای جمله میرود.
🧠 قانون ۶: ترتیب کلمات در جملات پیچیده (Satzstellung)
تسلط بر جایگاه فعل و قیدها در جمله، یکی از کلیدهای روان صحبت کردن به آلمانی است.
| نوع جمله | ترتیب معمول | مثال | ترجمه |
|---|---|---|---|
| جمله اصلی (Hauptsatz) | فاعل + فعل + مفعول/قید | Ich lerne Deutsch jeden Tag. | من هر روز آلمانی میخوانم. |
| جمله فرعی (Nebensatz) | حرف ربط + فاعل + سایر اجزا + فعل | Ich bleibe zu Hause, weil es regnet. | در خانه میمانم چون باران میبارد. |
| جمله با وارونگی (Inversion) | قید زمان/مکان + فعل + فاعل | Heute gehe ich ins Kino. | امروز به سینما میروم. |
✨ تسلط بر این شش قانون به شما کمک میکند تا از یک زبانآموز متوسط به فردی تبدیل شوید که میتواند بهصورت طبیعی، دقیق و حرفهای آلمانی صحبت کند.
اگر میخواهید این مباحث را در عمل یاد بگیرید و در مکالمات روزمره آلمانی یا آزمونهای بینالمللی از آنها استفاده کنید،
📍 دورههای آنلاین آموزش زبان آلمانی و کلاس های حضوری موسسه زبان نگار با بهرهگیری از جدیدترین متدهای آموزشی و اساتید برجسته، دقیقاً برای شما طراحی شدهاند تا مسیر یادگیریتان مؤثرتر و هدفمندتر شود.
درخواست مشاوره
گرامر سطح متوسط آلمانی: ساعت و تاریخ
| موضوع | مثال به آلمانی | ترجمه فارسی |
|---|---|---|
| بیان ساعت | Es ist halb acht. | ساعت ۷:۳۰ است. |
| پرسش درباره زمان | Wie spät ist es? | ساعت چند است؟ |
| تاریخ رسمی | Heute ist der 7. Mai 2025. | امروز ۷ مه ۲۰۲۵ است. |
| پرسش درباره تاریخ | Welches Datum ist heute? | امروز چندم است؟ |
مرتبط بخوانید: تقویت مهارتهای زبان آلمانی با راهنمای آموزش گرامر آلمانی
درخواست مشاوره
گرامر سطح متوسط آلمانی: صرف افعال
| شخص | صرف فعل gehen (رفتن) | ترجمه |
|---|---|---|
| ich | ich gehe | من میروم |
| du | du gehst | تو میروی |
| er/sie/es | er geht | او میرود |
| wir | wir gehen | ما میرویم |
| ihr | ihr geht | شما میروید |
| sie/Sie | sie gehen | آنها / شما (رسمی) میروید |
مرتبط بخوانید: آشنایی کامل با گرامر آلمانی( قواعد اصلی و نکات کاربردی برای یادگیری سریع)
درخواست مشاوره
گرامر سطح متوسط آلمانی : انواع افعال
| نوع فعل | مثال | ترجمه |
|---|---|---|
| فعل باقاعده | machen | انجام دادن |
| فعل بیقاعده | sehen → ich sehe, du siehst | دیدن |
| فعل انعکاسی | sich freuen | خوشحال شدن |
| فعل جداشدنی | aufstehen → ich stehe auf | بلند شدن |
مرتبط بخوانید: 5 قانون گرامر سطح پیشرفته آلمانی که هر زبانآموز باید بداند
درخواست مشاوره
گرامر سطح متوسط آلمانی : ساخت صفت از اسم و فعل
| ریشه | صفت ساختهشده | معنی |
|---|---|---|
| die Hilfe | hilfreich | مفید |
| arbeiten | arbeitsam | پرکار |
| spielen | spielerisch | بازیگونه |
مرتبط بخوانید: گرامر سطح مبتدی آلمانی ( 10 قانونی که باید بدانید)
درخواست مشاوره
گرامر سطح متوسط آلمانی : ساخت اسم از صفت
| صفت | اسم مشتقشده | معنی |
|---|---|---|
| schön | die Schönheit | زیبایی |
| klug | die Klugheit | هوشمندی |
| frei | die Freiheit | آزادی |
مرتبط بخوانید: آموزش ساختارها و قواعد گرامر زبان آلمانی با 8 روش متفاوت
درخواست مشاوره
گرامر سطح متوسط آلمانی : ساخت جملات آرزویی (Konjunktiv)
| نوع آرزو | مثال | ترجمه فارسی |
|---|---|---|
| آرزوی غیرممکن | Wenn ich ein Vogel wäre, würde ich fliegen. | اگر یک پرنده بودم، پرواز میکردم. |
| آرزوی مودبانه | Ich hätte gern einen Kaffee. | مایل هستم یک قهوه داشته باشم. |
| شرطی غیرواقعی | Wenn ich Zeit hätte, käme ich mit. | اگر وقت داشتم، میآمدم. |
آموختن نحوه ساخت جملات آرزویی در زبان آلمانی یکی از مباحث اساسی در سطح متوسط است. تسلط بر این گرامر به شما این امکان را میدهد که جملات پیچیدهتر و پیشرفتهتر بسازید و مهارتهای زبانآموزی خود را در سطح بالاتری ارتقا دهید.
اگر به دنبال یادگیری زبان آلمانی بهطور مؤثر و سریع هستید، میتوانید از کلاسهای خصوصی زبان آلمانی و دورههای آنلاین زبان آلمانی در موسسه زبان نگار استفاده کنید. این دورهها به شما کمک میکنند که گرامر را بهصورت کاربردی و با تمرینات متنوع بیاموزید و مهارتهای زبانی خود را بهبود بخشید.
درخواست مشاوره
سخن پایانی و پاسخ به سوالات شما
تسلط بر گرامر سطح متوسط آلمانی نقطه عطفی در مسیر یادگیری زبان است. در این سطح، شما میآموزید چگونه ساختارهای پیچیدهتری مانند جملات شرطی، زمانهای مختلف افعال و جملات آرزویی را بهدرستی در گفتار و نوشتار خود به کار ببرید. تسلط بر این قوانین به شما کمک میکند تا دقیقتر و طبیعیتر آلمانی صحبت کنید و در موقعیتهای روزمره، کاری یا تحصیلی، با اعتماد به نفس بیشتری ارتباط برقرار نمایید.
برای رسیدن به این سطح از توانایی، تمرین هدفمند، برنامهریزی درست و یادگیری در محیط آموزشی حرفهای اهمیت زیادی دارد.
✨ آموزشگاه زبان آلمانی زبان نگار با برگزاری دورههای تخصصی از سطح مبتدی تا پیشرفته، به شما کمک میکند تا گرامر آلمانی را بهصورت عمیق و کاربردی بیاموزید. در این آموزشگاه، علاوه بر تقویت مهارتهای گرامری، تمرکز ویژهای بر مکالمه و درک ساختار زبانی روزمره وجود دارد.
اساتید مجرب و مشاوران آموزشی موسسه زبان نگار با شناسایی نقاط ضعف و طراحی مسیر شخصیسازیشده، شما را قدمبهقدم تا رسیدن به تسلط واقعی بر زبان آلمانی همراهی میکنند. شرکت در دورههای این آموزشگاه فرصتی است تا با اطمینان بیشتری در گفتگوها، آزمونها و موقعیتهای بینالمللی شرکت کنید و از یادگیری زبان آلمانی، نتیجهای ملموس و ماندگار بگیرید.
چه تفاوتی بین ساختار گرامری افعال جدا شدنی و جدا نشدنی در زبان آلمانی وجود دارد؟
در زبان آلمانی، افعال جدا شدنی به افعالی گفته میشود که از دو بخش تشکیل شدهاند، و در زمان صرف، بخش اول آنها به انتهای جمله میرود. در حالی که افعال جدا نشدنی، همیشه به صورت یکپارچه استفاده میشوند و بخشهایشان جدا نمیشود. برای مثال، فعل “abkommen” (دور شدن) به صورت “ich komme ab” صرف میشود و بخش “ab” به انتهای جمله منتقل میشود.
چگونه میتوان از یک فعل صفت ساخت؟
برای ساخت صفت از فعلها در زبان آلمانی، کافی است که به انتهای فعل یک “d” اضافه کنید. به عنوان مثال، فعل “lachen” (خندیدن) با افزودن “d” به “lachend” تبدیل میشود، که به معنی “خندان” است. این روش به ویژه برای تبدیل افعال به صفتهای مفعولی (Partizip) کاربرد دارد.
چه پسوندهایی برای ساخت صفت از اسم در زبان آلمانی وجود دارد؟
برای ساخت صفت از اسمها در زبان آلمانی، میتوان از پسوندهای “keit” و “heit” استفاده کرد. بهعنوان مثال، اسم “kalt” (سرد) به “die Kälte” (سرما) تبدیل میشود. همچنین با افزودن پسوند “haft” به برخی از اسامی، میتوان صفتهایی مانند “märchenhaft” (افسانهای) را ساخت.
چگونه میتوان جملات آرزویی (Konjunktiv) ساخت؟
در زبان آلمانی، برای ساخت جملات آرزویی از افعال کمکی مانند “wäre” و “hätte” استفاده میشود. بهعنوان مثال، “Wenn ich doch nur ein Vögel wäre” (ای کاش من یک پرنده بودم). این جملات معمولاً برای ابراز حسرت یا آرزوهایی بیان میشوند که واقعیت ندارند.
چطور میتوان در زبان آلمانی از افعال کمکی برای ساخت جملات شرطی استفاده کرد؟
افعال کمکی مانند “konnte”, “sollte” و “wollte” در زبان آلمانی برای ساخت جملات شرطی یا آرزویی استفاده میشوند. به عنوان مثال، “Wenn du nur mehr Zeit hättest” (ای کاش وقت بیشتری داشتی) یا “Ich könnte mehr lernen, wenn ich mehr Zeit hätte”. این افعال کمک میکنند تا جملاتی با بار احساسی و شرایط فرضی ایجاد کنیم.