۵۰ اصطلاح و کلمه برای صحبت کردن به شکل یک بومی انگلیسی!

۵۰ اصطلاح و کلمه برای صحبت کردن به شکل یک بومی انگلیسی!

هیچ راه بهتری برای صحبت کردن مثل یک گوینده بومی انگلیسی مانند دانستن، زمان و نحوه استفاده از اصطلاحات وجود ندارد. اصطلاحات به زبان کاراکتر می دهد و در بسیاری از موقعیت‌ها، راه بهتری برای ارتباط با استفاده از اصطلاحات وجود ندارد.

بومی انگلیسی

بومی انگلیسی

زمانی که با گویشوران بومی صحبت می‌کنید، یاد می‌گیرید که انگلیسی طیف وسیع و متنوعی از اصطلاحات را برای شما فراهم می‌کند و گویندگان بومی انگلیسی هر زمان که بتوانند به آن‌ها متوسل می شوند.بنابراین، برای کوتاه کردن یک داستان طولانی از اصطلاحات انگلیسی استفاده کنید تا به بهترین شکل منظور خود را بیان کنید. در این مطلب به ۵۰ مورد از محبوبترین اصطلاحات به همراه مثال اشاره خواهیم کرد، با ما همراه باشید.

 

مرتبط بخوانید: مکالمه روزمره انگلیسی : مهم ترین ترفندها و نکات

 

ردیفاصطلاحمعنیمثالمعنی مثال
۱A drop in the oceanیک قطره در اقیانوس، یک قسمت بسیار کوچک و یا مقدار ناچیز از یک چیز بزرگ A donation of 100,000 dollars is just a drop in the ocean compared to the millions that need to be spent.در مقایسه با میلیونها دلار که نیاز به هزینه کردن وجود دارد، اهداء ۱۰۰ هزار دلار یک قطره در اقیانوس است.
۲Actions speak louder than wordsبهتر است در واقعیت چیزی را انجام دهیم تا فقط در مورد آن صحبت کنیمI am going to work for an NGO in Africa fighting climate change. Actions speak louder than words.من قصد دارم برای یک سازمان غیر دولتی در آفریقا کار کنم که با تغییر آب و هوا مبارزه می‌کند. اعمال بلندتر از کلمات حرف می‌زنند.
۳Add fuel to the fire هر زمان که موقعیت بد است چیزهای بدتر از آن را ذکر نکنیدDon’t mention the product delay in the meeting. You are just adding fuel to the fire. تاخیر محصول را در جلسه ذکر نکنید. شما فقط بنزین به آتش اضافه می‌کنید.
۴A penny for your thoughts زمانی که می‌خواهید بدانید یک نفر به چه چیزی فکر می‌کندWhy are you staring at the sky? A penny for your thoughts!چرا به آسمان نگاه می‌کنید؟ می خواهم بدانم به چه چیزی فکر می کنید.
۵Ball is in somebody’s courtزمانی که به کسی گفته می‌شود تصمیم بعدی را بگیردI have laid out my plan. The ball is in your court now.من برنامه خود را کنار می‌گذارم. حالا تو تصمیم بگیر!
۶Barking up the wrong treeبه مکان غلط نگاه کنید و یا فرد اشتباهی را که مسئول این آشفتگی نیست را متهم کنید!I’m not responsible for this mess! You are barking up the wrong tree.من مسئول این آشفتگی نیستم! شما فرد اشتباهی را متهم می کنید.
۷اصطلاح بومی انگلیسی Be a good catchکسی که ارزش ازدواج داشته باشدDonald is such a good catch. I hope, he’ll propose soon.دونالد ارزش ازدواج را دارد. امیدوارم بزودی پیشنهاد خودش را بدهد.
۸Beat around the bushاز موضوع اصلی دوری کنید و یا به طور مستقیم در مورد موضوع صحبت نکنید.Don’t beat around the bush! We can have an open discussion here.از موضوع اصلی دوری نکنید! ما می‌توانیم یک بحث آزاد در اینجا داشته باشیم
۹Bend over backwardsهر کاری که لازم باشد را انجام دهید، تشویق به انجام کاریOur company is bending over backwards to satisfy our customers.شرکت ما هر کاری که لازم باشد را انجام می دهد تا مشتریان را راضی کند.
۱۰Bite off more than you can chewانجام کاری که خیلی بزرگ استYou bit off more than you can chew. You are never going to finish the presentation on time.شما کار خیلی بزرگی انجام می دهید.شما هرگز قرار نیست که سخنرانی خود را به موقع تمام کنید
۱۱Blow somebody awayتحت تاثیر قرار گرفتن توسط چیزیThe product demo just blew me away. I’ve never seen such a powerful software.تولید دمو من را تحت تاثیر قرار داد. هرگز چیزی مانند این نرم افزار قدرتمند ندیده بودم.
۱۲By the skin of your teethموفق شدن در عین نزدیکی شکستI hadn’t studied much, but passed the test by the skin of my teeth.من زیاد مطالعه نکرده بودم اما آزمون را نزدیک شکست پاس کردم.
۱۳اصطلاح بومی انگلیسی Couldn’t care lessعلاقه نداشتن به چیزیI couldn’t care less what my new co-workers think of me.من به اینکه همکار جدیدم چه فکری راجب من می کند علاقه ای ندارم.
۱۴Cry over spilt milkبرای از دست دادن چیزی در گذشته ناراحت باشیدThere’s no way to win back this customer. Don’t cry over spilt milk.هیچ راهی برای بازگرداندن این مشتری وجود ندارد.برای اتفاقی که افتاده ناراحت نباشید.
۱۵اصطلاح بومی انگلیسی Cry wolfدرخواست کمک کردن زمانی که به آن نیازی نداریدMy new co-worker is constantly crying wolf.همکار جدید من مرتب درخواست کمک بیجا می کند.
۱۶Crunch timeدوره زمانی قبل از اینکه پروژه تکمیل شود و همه باید سخت کار کنندI’m not getting much sleep these days, because it’s crunch time at work.من این روزها خوب نمیخوابم چرا که زمان سختکوشی در کار است.
۱۷Curiosity killed the catوارد شدن به یک موقعیت نامناسب به خاطر کنجکاویHe shouldn’t have searched for the secret files. Curiosity killed the cat.او نباید فایل های مخفیانه را جستجو می کرد. او به خاطر کنجکاوی به موقعیت نامناسبی وارد شده است.
۱۸اصطلاح بومی انگلیسی Cut cornersانجام دادن کار به صورت بد و ارزان قیمتThey really cut corners when they built this office. The cubicles are way too small.وقتی که آن ها این دفتر را ساخته اند به صورت بد و ارزان کار کرده اند. اتاف ها خیلی کوچک هستند.
۱۹Cut somebody some slackاجازه دادن به کسی/  قضاوت نکردنYou have to cut me some slack. I already worked on the report the whole weekend.شما نباید من را قضاوت کنید. من در تمام آخر هفته بر روی گزارش کار کرده ام.
۲۰اصطلاح بومی انگلیسی Cut to the chaseکنار گذاشتن همه جزئیات و اشاره کردن به اصل موضوعIn an elevator pitch you don’t have much time. You have to cut to the chase!در نصب آسانسور شما زمان کافی ندارید. شما باید جزئیات را کنار بگذارید.
۲۱Dig in your heels / Stick to your gunsمقاومت کردن دربار تغییر عقیدهMy parents always wanted me to become a lawyer, but I dug in my heels / stuck to my guns and started my own travel business.والدین من همیشه می خواستند یک حقوقدان شوم، اما من مقاومت کردم و کسب و کار سفر خود را شروع کردم.
۲۲Down to the wireچیزی که در در لحظه آخر به اتمام می رسدWith the deadline coming up and the project not being on track, the team worked right down to the wire to complete it on time.با نزدیک شدن مهلت و نبودن پروژه در مسیر خود، گروه در لحظه آخر کار کردند تا آن را به موقع تکمیل کنند.
۲۳Drive someone up the wallخیلی اذیت کردن و رنجاندنThe music my co-workers listen to at the office is driving me up the wall.موسیقی که همکار من در دفتر گوش می کند مرا خیلی اذیت می کند.
۲۴اصطلاح بومی انگلیسی Get out of handاز دست دادن کنترل چیزیThe meeting got out of hand and people started yelling at each other.کنترل جلسه از دسترس خارج شد و مردم شروع به فریاد زدن کردند.
۲۵Get your head around itفهمیدن چیزیI just can’t get my head around the fact that my boss is not giving me a raise.من نمی توانم بفهمم که چرا رئیسم به من ترفیع نمی دهد.
۲۶Give the benefit of the doubtباور کردن ادعاهای یک نفر بدون مدرک و اثباتI can’t check your results anyway, so I’ll give you the benefit of the doubt.من نمی توانم نتایج شما را به هیچ صورتی بررسی کنم، بنابراین آن ها را باور می کنم!
۲۷Go down in flamesپایان یافتن و یا شکست خوردن به صورت ناگهانیOur company will go down in flames, if we don’t take these new startups seriously.. اگر این شرکت های نوپا را جدی نگیریم، شرکت ما شکست خواهد خورد.
۲۸Hear on the grapevineشنیدن یک شایعه و یا داستان غیرمطمئنI heard on the grapevine that our boss will be leaving us soon.من شایعه ای شنیدم که رئیس ما به زودی ما را ترک خواهد کرد.
۲۹اصطلاح بومی انگلیسی Hit the booksسخت مطالعه کردنI have to hit the books. My final exam is coming up soon.من باید سخت مطالعه کنم. زمان امتحان نهایی من به زودی خواهد رسید.
۳۰It takes two to tangoفعالیت ها و روابطی که به بیش از دو نفر احتیاج دارندI don’t think, she did this by herself. It takes two to tango.من فکر نمی کنم او این کار را به تنهایی انجام داده باشد. این کار به بیش از دو نفر احتیاج دارد.
۳۱Judge a book by its coverقضاوت کردن درباره ی چیزی یا کسی بر اساس ظاهر آنI really disliked the product’s packaging. But you can’t judge a book by its cover.من واقعا بسته بندی محصول را دوست نداشتم. اما نباید بر اساس ظاهر قضاوت کرد.
۳۲Jump on the bandwagonملحق شدن به یک فعالیت محبوبThis new software is going to disrupt the market. We should jump on the bandwagon.این نرم افزار در حال ایجاد اختلال در بازار است. ما باید به آن ملحق شویم.
۳۳Kill two birds with one stoneحل کردن دو مشکل به یک باره / با یک تیر دو نشون زدنBy cycling to work I kill two birds with one stone. If saves me money and I get to work out.اگر با دوچرخه به محل کار بروم با یک تیر دو نشان میزنم. هم پول ذخیره می کنم و هم به محل کار میروم.
۳۴Leave no stone unturnedانجام همه کارهای ممکن برای رسیدن به هدفI’ll leave no stone unturned until I find out who did this.من همه کارهای ممکن را انجام دادم تا بفهمم چه کسی این کار را کرده است.
۳۵Let the cat out of the bagآشکار شدن یک راز به صورت اتفاقیThe CEO let the cat out of the bag about the company’s restructuring.مدیر اجرایی به صورت اتفاقی رازی در مورد تغییر ساختار شرکت آشکار کرد.
۳۶Make a long story shortاشاره به اصل موضوعThere’s not much time left. Let me make a long story short.زمان زیادی باقی نمانده است. اجازه بده به اصل موضوع اشاره کنم.
۳۷اصطلاح بومی انگلیسی Miss the boatاز دست دادن فرصت برای انجام چیزیI think, I have missed the boat. They didn’t accept my application anymore.من فکر می کنم فرصت را از دست دادم. آن ها دیگر اپلیکیشن مرا قبول نمی کنند.
۳۸Once in a blue moonزمانی که چیزی به ندرت اتفاق میفتدYou only achieve such an amazing return on your investment once in a blue moon.شما به ندرت چنین بازگشتی در سرمایه تان به دست خواهید آورد.
۳۹اصطلاح بومی انگلیسی Piece of cakeزمانی که انجام دادن کاری بسیار آسان استPiece of cake, with our new software we’ll win this customer for sure.مثل آب خوردن با نرم افزار جدیدمان اطمینان مشتری را بدست خواهیم آورد.
۴۰Pull a rabbit out of a hatانجام کار غیر منتظرهI thought there was no fix to the software bug, but our programer pulled a rabbit our of his hat.من فکر میکردم هیج تعمیری برای باگ نرم افزار وجود ندارد اما برنامه نویس ما کار غیر منتظره ای انجام داد.
۴۱Pull yourself togetherآرام شدن و عادی رفتار کردنI understand you’ve had a bad day, but pull yourself together and get on with your job, will you?من می دانم که شما روز بدی داشته اید، اما آرام باشید و به کارتان برگردید، آیا می توانید؟
۴۲اصطلاح بومی انگلیسی Run on fumesبیدار ماندن زمانی که احساس خستگی می کنیدI really have to take a nap now. I haven’t slept for twenty hours and I’m running on fumes.من واقعا باید یک چرت بزنم. من برای ۲۰ ساعت نخوابیدم و نمی توانم بیدار بمانم.
۴۳Sell somebody outفروختن کسی و لو دادن رازهایشانI asked you to keep this information to yourself. I can’t believe you sold me out!من از تو خواستم این اطلاعات را پیش خودت نگه داری. تو مرا فروختی!
۴۴Shoot from the hipمستقیما صحبت کردنIf you want to get on well with your new boss, try not to shoot from the hip next time.اگر می خواهید رئیستان با شما خوب باشد، دفعه بعدی مستقیما با او صحبت نکنید.
۴۵Sit on the fenceبی طرف ماندنI’m sitting on the fence with this one. My team prefers solution A, but my boss favors solution B.من در این مورد بی طرف ماندم. تیم من روش A را ترجیح می دهد اما رئیسم به روش B علاقه مند است.
۴۶اصطلاح بومی انگلیسی Skeleton crewحداقل تعدادافرادی که برای یک کار، خدمت نیاز است.Can you please come to the office this weekend? We’re operating with a skeleton crew at the moment.آیا می توانید آخر هفته به دفتر بیاید؟ ما با حداقل افراد کار می کنیم.
۴۷Step up your gameبهتر عمل کردنIf you really want to win this competition, you’ll have to seriously step up your game.اگر می خواهید این رقابت را ببرید شما باید بهتر عمل کنید.
۴۸When pigs flyچیزی که هرگز اتفاق نمی افتد / وقت گل نی !!As long as my boss stays in office, I will have to wait for a raise till pigs fly.تا وقتی که رئیسم در دفتر بماند، من باید تا وقت گل نی منتظر بمانم!
۴۹Whole nine yardsهمه چیزI’ll do whatever it takes to make my venture a successful one – I’ll go the whole nine yards.من هرکاری میکنم تا مشارکتم موفقیت آمیز باشد-من همه چیز را امتحان می کنم!
۵۰Your guess is as good as mineایده نداشتن، نداشتن پاسخ برای سوال

We just don’t have enough information. Your guess is as good as mine.

ما اطلاعات کافی نداریم. بنابراین پاسخی برای سوال نداریم.

 

 

در صورتی که تمایل به مشاوره با کارشناسان زبان نگار برای آموزش اصطلاحات بومی انگلیسی را دارید، با ما تماس بگیرید: ۰۲۱۴۳۹۴۲ به گرمی پاسخگوی شما خواهیم بود.

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه