۵۰ مورد از اصطلاحات سفر در انگلیسی که باید بدانیم!

۵۰ مورد از اصطلاحات سفر در انگلیسی که باید بدانیم!

با آمدن فصل بهار و افزایش مسافرت ها، فکر کردیم که زمان مناسبی برای آموزش اصطلاحات سفر در انگلیسی است. در این مطلب قصد داریم به تعدادی از اصطلاحات سفر در انگلیسی اشاره کنیم. همراه ما باشید.

 

مورد اول از اصطلاحات سفر در انگلیسی: At a crossroads

معنی: وضعیتی که در آن شخص نیاز دارد تا یک انتخاب مهم داشته باشد. بر سر دوراهی بودن.

 

"<yoastmark

 

مورد دوم: (Did Not) Come to Town on a Turnip Truck

معنی: آسان نبودن

مثال: You can’t fool me. I didn’t come to town on a turnip truck, you know.

 

 مورد سوم: (Not) rock the boat

معنی: انجام دادن یا گفتن چیزی که ممکن است وضعیت ناپایدار را به خطر بیاندازد یا وضعیت فعلی را خراب کند.

مثال: None of my family members are fighting with each other right now, so please don’t rock the boat by bringing up politics or any other controversial topics.

 

مرتبط بخوانید: آموزش اصطلاحات انگلیسی با زبان نگار (بخش اول)

 

مورد چهارم از اصطلاحات سفر در انگلیسی: Train Has Left the Station

معنی: : این فرآیند از قبل انجام شده است؛ زمانی برای بحث وجود ندارد.

مثال: I know you don’t like it that we’re spending money on renovations, but that train has left the station – construction crews are already here.

 

مورد پنجم: Criticize the Paint Job on the Titanic

معنی: حل کردن مشکلات کوچک و از دست دادن موارد جدی

مثال: Sally will sometimes miss the big picture and criticize the paint job on the Titanic.

 

مورد ششم از اصطلاحات سفر در انگلیسی : Circle the wagons

معنی: ضدحمله کردن، به خصوص در برابر انتقاد

 

"<yoastmark

 

مورد هفتم: (To) Send Flying

معنی: چیزی را در هوا زدن

مثال: The impact of the car hitting my bicycle sent me flying, but I wasn’t seriously hurt.

 

مورد هشتم : (We’ll) Cross That Bridge When We Come to It (Get to It)

معنی: مقابله با وضعیتی که با آن مواجه می‌شوید.

مثال: I think we should start construction. I know we haven’t completed all the financing details, but we‘ll cross that bridge when we come to it.

 

مورد نهم از اصطلاحات سفر در انگلیسی: All Hands on Deck

معنی: زمانی که همه باید کمک کنند.

مثال: We have to finish the new catalogue next week. No one is allowed to go on vacation – I need all hands on deck.

 

مورد دهم: Any Port in a Storm

معنی: زمانی که شما در دردسر هستید و هر چیزی را برای بهبود وضعیت امتحان می کنید.

مثال: I’m not crazy about my job, but jobs are hard to find, and I’ve got bills to pay. Any port in a storm.

 

مرتبط بخوانید: ۲۰ اصطلاح واقعا کاربردی در زبان انگلیسی که باید بدانید!

 

مورد یازدهم از اصطلاحات سفر در انگلیسی: Asleep at the Wheel (Switch)

معنی: توجه نکردن به کار یک شخص

مثال: Josh was asleep at the wheel, and we didn’t have a response ready when our competition put out a press release attacking our product.

 

مورد دوازدهم: Backseat driver

معنی: مسافر یک خودرو که توصیه غیرضروری به راننده می‌کند.

مثال:  John quickly became annoyed at Mary’s tendency to become a backseat driver whenever he drove her somewhere, so he just began to let her drive

 

مورد سیزدهم: In the driver’s seat

معنی:  کنترل کننده وضعیت باشید، درست مثل این که راننده ماشین هستید.

 

"<yoastmark

 

مورد چهاردهم از اصطلاحات سفر در انگلیسی: Bump in the Road

معنی: یک مشکل موقت، یک مشکل کوچک

مثال: There are supply shortages for our new product right now, but they’re just a bump in the road. I’m sure we’ll solve the problem quickly

 

مورد پانزدهم : Burn One’s Bridges

معنی: ترک کار یا رابطه با چنین شرایط بدی که فرد پاسخگو نیست.

مثال:  You may have disliked your last job, but it’s never a good idea to burn your bridges – you might need a recommendation from them later on.

 

مرتبط بخوانید: ۳۰ اصطلاح کاربردی انگلیسی که باید بدانید!

 

مورد شانزدهم: Carry Coals To Newcastle

معنی: تامین چیزی که غیر ضروری است؛ درگیر کار بی‌فایده شدن

مثال:  Trying to market oranges in the USA right now is like carrying coals to Newcastle – there’s already a market glut there.

 

مورد هفدهم از اصطلاحات سفر در انگلیسی: Circle the Wagons

معنی:  آماده شدن به عنوان یک گروه برای دفاع در برابر حمله، حالت دفاعی اتخاذ کنید.

مثال:  There’s no need to circle the wagons after the evaluation of your workgroup. You’re basically doing a good job, and I’m just pointing out areas where you can improve.

 

 مورد هجدهم: Drive a hard bargain

معنی: ترتیب دادن یک معامله به طوری که به نفع خود فرد باشد.

مثال:  Sal is known to drive a hard bargain, so I doubt you’ll get that car for the price you want.

 

مورد نوزدهم: Fall Off the Wagon

معنی: شروع استفاده از الکل (یا مواد دیگر) بعد از ترک کردن

مثال: I saw Carl drinking a beer tonight. He’s fallen off the wagon. 

 

مورد بیستم از اصطلاحات سفر در انگلیسی: In the same boat

معنی : در یک وضعیت ناخوشایند بودن به همراه اشخاص دیگر

 

"<yoastmark

 

مورد بیست و یکم: Fell off the back of a Truck/lorry

معنی: چیزی که احتمالا دزدیده شده  یا به طور غیر قانونی به‌دست‌آمده؛ از چیزی که برای فروش گذاشته شده‌است تا از بحث درباره منشا آن اجتناب شود.

مثال: Yes, this computer is cheap. It fell off the back of a truck/ lorry!

 

مورد بیست و دوم از اصطلاحات سفر در انگلیسی : Fifth Wheel 

معنی: یک فرد غیر ضروری

مثال: I’m not really part of your group. If I come to the party I’ll just be a fifth wheel.

 

مورد بیست و سوم: Fly by the Seat of One’s Pants

معنی: بداهه‌نوازی، تصمیم‌گیری بدون برنامه‌ریزی و آماده‌سازی

مثال: I’m going to need the help of the entire team on this project-right now I haven’t had time to learn about the subject, and I’m flying by the seat of my pants

 

مرتبط بخوانید: ۱۵ روش واقعا کاربردی برای تقویت زبان در منزل

 

مورد بیست و چهارم: Fly Highs

معنا: بسیار موفق شدن، به خصوص به طور موقت

مثال: The mayor is flying high right now since council approved his bridge proposal.

 

مورد بیست و پنجم: Give the Green Light to

معنی: پذیرفتن چیزی؛ به چیزی اجازه دهید که ادامه یابد.

مثال: The district manager gave the green light to our new marketing plan.

 

مورد بیست و ششم از اصطلاحات سفر در انگلیسی: Go Off The Rails

معنی: اشتباه کردن، رفتار عجیب و یا بد رفتاری کردن

مثال:  The project really went off the rails when Amber took over and fired the best people working on it.

 

مورد بیست و هفتم: Jump on the bandwagon

معنی: ملحق شدن به بخشی از یک جنبش یا ایده محبوب

 

"<yoastmark

 

مورد بیست و هشتم: Go the Extra Mile

معنی: تلاش بیشتر از حد مورد انتظار

مثال:  I appreciate it that you went the extra mile and worked late to finish the project.

 

مورد بیست و نهم از اصطلاحات سفر در انگلیسی : Highways and byways

معنی: شما جاده‌های بزرگ و کوچکی را برای بازدید از هر بخشی از کشور طی می کنید.

مثال:  The city council voted to plant new trees along all the highways and byways of the town.

 

مرتبط بخوانید: آموزش آنلاین زبان انگلیسی

 

مورد سی ام : Hit the road

معنی: ترک کردن

مثال:  We better hit the road before traffic get seven worse.

 

مورد سی و یکم: Put the brakes on

معنی: مانع انجام کاری شدن توسط یک شخص

 

"<yoastmark

 

مورد سی و دوم از اصطلاحات سفر در انگلیسی: In a Rut

معنی: محدود به برنامه روتین بودن، خسته‌کننده و به دنبال تجربه‌های جدید

مثال:  I’m in a rut. I need new challenges at my job, or I’m going to start looking for something else.

 

مورد سی و سوم : In Someone’s Wheelhouse

معنی: در قوی‌ترین حوزه صلاحیت و یا شور و شوق یک فرد

مثال: I thought you’d like this article about computer programming – computers are Wheelhouse: , aren’t they? 

 

مرتبط بخوانید: ثبت نام آزمون تافل در مرکز تافل زبان نگار

 

مورد سی و چهارم: Itchy feet

معنی: منظور کسی است که ماندن در یک جا برایش مشکل است و دوست دارد سفر کند و مکان‌های جدید را کشف کند.

مثال:  I hated living in London, and I started getting itchy feet.

 

مورد سی و پنجم از اصطلاحات سفر در انگلیسی : It’s Not Rocket Science

معنی: درک کردن مشکل نیست.

مثال:  Just depress the accelerator and slowly let the clutch out. It’s not rocket science.

 

مورد سی و ششم: Jump the Track

معنی: تغییر ناگهانی از یک فعالیت یا خط فکری به مورد دیگر

مثال: Often Anjali will be talking about one thing, and then she’ll jump the track and start talking about something else completely.

 

 مورد سی و هفتم از اصطلاحات سفر در انگلیسی : Just Around the Corner

معنی:چیزی که به زودی اتفاق می افتد.

مثال:  New Year’s Eve is just around the corner. Have you made party plans yet?

 

مورد سی و هشتم : Ship has sailed

معنی: فرصت برای انجام کاری  که زمان آن گذشته ‌است.

 

مورد سی و نهم: Light at the End of the Tunnel

معنی: نشانه‌ای از امید پس از یک دوره طولانی از مشکلات

مثال: Lindsay has been having a lot of personal problems. But yesterday she said she’s seeing light at the end of the tunnel.

 

مورد چهلم از اصطلاحات سفر در انگلیسی: Lower the Boom

معنی: اجرای یک مجازات، توبیخ شدید

مثال:  A new camera system has been set up, and police are ready to lower the boom on people who run red lights.

 

مورد چهل و یکم: Miss the Boat 

معنا: برای چیزی بیش از حد دیر باشد؛ فرصت را از دست بدهید.

مثال: There were great jobs avaiable in Indonesia, but the government has tightened work restrictions on foreigners. Guess I missed the boat.

 

مرتبط بخوانید: ۱۰ نکته واقعا کاربردی در گرامر تافل که باید بدانید!

 

مورد چهل و دوم: My way or the highway

معنی: اگر شما کاری را که به همان صورتی که خواسته شده یا نیاز است  انجام ندهید، پس شما می‌توانید بروید یا شرکت نکنید.

مثال: I’m here to create the best musicians in the world, so in this room, it’s my way or the highway!

 

مورد چهل و سوم از اصطلاحات سفر در انگلیسی : Off His Trolley

معنی: دیوانه

مثال:  My brother just spent a lot of money on really questionable stocks. I think he’s off his trolley.

 

مورد چهل و چهارم: On a Wing and a Prayer

معنی: اتکا به امید و اشتیاق در وضعیت دشوار

مثال:  After my divorce I was broke and jobless. I was getting by on a wing and a prayer.

 

مورد چهل و پنجم: On the Fly 

معنی: در حال حرکت، در حال سفر

مثال: I’ll eat dinner on the fly and meet you at 8 

 

مورد چهل و ششم: Train of thought

 معنی: یک سری از افکار و ایده های مشابه

 

مورد چهل و هفتم: On the home stretch

معنی: شما در حال نزدیک شدن به پایان یک پروژه، یک مسابقه یا یک سفر هستید.

مثال:  Ten exams done and two more to do — you’re on the home stretch now.

 

مورد چهل و هشتم از اصطلاحات سفر در انگلیسی : On the Right Track

معنی: دنبال کردن راه صحیح در انجام دادن یا یادگیری چیزی

مثال:  I haven’t solved the math problem yet, but I’m pretty sure I’m on the right track.

 

مرتبط بخوانید: راحت ترین روش موفقیت در تافل

 

مورد چهل و نهم: Paddle one’s own canoe

معنی: اینکه قادر باشیم به طور مستقل عمل کنیم.

مثال:  Now that you’re 30, people expect you to paddle your own canoe—you can’t just live with your parents forever.

 

مورد پنجاهم از اصطلاحات سفر در انگلیسی: Puddle Jumper

معنی: یک هواپیمای کوچک که در سفرهای کوتاه به کار می‌رود.

مثال:  There’s a puddle jumper that flies from San Francisco to San Jose. It’s expensive, but driving takes forever.

 

برای مشاوره رایگان با کارشناسان زبان نگار برای آموزش زبان انگلیسی ، با ما تماس بگیرید: ۰۲۱۴۳۹۴۲ به گرمی پاسخگوی شما خواهیم بود.

 

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه